فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٠٣ - فَرائِضِ
فرزندان نرينۀ وى را بود،نه مادينه.و اگر فرزند نباشد او را،عصبۀ وى را بود.
و اولىترين عصبه،برادراناند، آنگه عمان،آنگه پسر عمان.
و حكم مدبر حكم معتق است.
و ولا بر مكاتب ثابت نشود الا بشرط.
و اگر هيچ يكى ازين نباشند،ميت سايبه بود،و ولاى او كسى را بود كه ضمان جريرت او كند،و ميراث او را باشد.
و اگر ضامن جريرت نباشد،ولاى او امام را باشد.
و ولاى فرزندان او،كسى را بود كه يكى را از مادر و پدر ايشان را آزاد كرده باشد.اگر مادر ايشان بود،ولاى ايشان آن كس را بود كه مادر ايشان را آزاد كرده باشد.و اگر پدر ايشان را آزاد كرده بوده،ولاى آزادكنندۀ پدر ايشان را بود.
كافر از مسلمان ميراث نگيرد.اما مسلمان بنزد اين طائفه از كافر ميراث گيرد.
دليلش ظواهر آيات قرآن است در ميراث،و از ظاهر بيرون نرود الا آنچه دليل قاطع بيرون برد.
و آنچه روايت كردهاند:«لا توارث بين اهل ملتين»،بر وى عمل روا نيست، زيرا كه مخالف ظاهر قرآن است،و از اخبار آحاد است.
ديگر آنكه معنى حديث اينست كه ميان اهل دو ملت ميراث نيست.و چون مسلمان را از كافر ميراث دهند،و كافر را از مسلمان ميراث ندهند،بموجب حديثعمل كرده باشند،كه اگر كافر را از مسلمان ميراث دادندى،مخالفت كرده بودندى.
و چون كافر مسلمان شود،و بنده آزاد گردد پيش از قسمت ميراث،مستحق ميراث شوند.و اگر پس از قسمت باشد، ميراث نگيرند.و اين وقتى باشد كه وارثى مسلمان نباشد.زيرا كه چون شخصى متوفى شود و دو فرزند بگذارد:
يكى كافر و ديگر مسلمان،مسلمان بسبت مردن متوفى در حال مستحق ميراث شود.
و اگر كافر اسلام آرد ميراثش ندهند.
و اگر وارث يكى باشد،و او بنده بود،وى را از تركه بخرند،و باقى ميراث بوى دهند،و مالك را بر بيع اجبار كنند.
و ام ولد را چون خواجه بميرد وى را در نصيب فرزندان نهند،و آزاد شود.
و اگر غير اين ام ولد هيچ تركۀ ديگرى نباشد،از نصيب آزاد شود،و باقى كارش فرمايند براى ورثه.
و اگر بهاى وى دين باشد،وى را بر فرزندش قيمت كنند،چون بحد بلاغت رسد،اجبارش كنند تا بهاى مادر خود بگذارد.
و اگر فرزندش پيش از بلاغت بميرد، بفروشند،و بهاى وى بگذارند.
و قاتل خطا از مقتول خويش ميراث گيرد از تركۀ وى،نه از ديتش.لظاهر آيات المواريث.
و قاتل عمد را بر وجه ظلم از اينجا بدليل قاطع اخراج كردهاند.
و كلالۀ مادرى از ديت ميراث نگيرد، و هر كه غير ايشان است از خداوندان اسباب و انساب همه ميراث گيرند.