فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٠ - قانون توارث زوجين از ديدگاه قرآن كريم خالد غفورى
٢. وفي مضمر سماعة، قال: سألته عن رجل طلّق امرأته و هو مريض، قال: ترثه مادامت في عدّتها فإن طلقها في حال الاضرار، فإنها ترثه إلى سنة و إن زاد على السنة في عدّتها يوم واحد فلاترثه؛ (٤٣)
سماعه مىگويد: از امام در مورد مردى پرسيدم كه در حال مريضى همسرش را طلاق مىدهد، فرمود: زن تا زمانى كه در عده است از او ارث مىبرد، و اگر طلاق دهد او را در حالى كه قصد اضرار دارد، همسرش تا يك سال از او ارث مىبرد، اگر از يك سال حتى يك روز اضافه شود از او ارث نمىبرد.
اين روايت صريح است در اين كه ملاك اضرار است و به همين جهت، برخى از فقها اطلاق روايات قبل را مقيد به فرض اضرار كردهاند و بر اين اساس، تنها در فرضى كه مريض باطلاق قصد اضرار داشته باشد، حكم به ارث بردن زوجه كردهاند و نه به صورت مطلق.
بر پاسخ ياد شده اشكالاتى وارد است:
الف: اگر بپذيريم اضرار به وارث و حيله به كاربردن عليه او از طرف مورث، موجب ارث را از بين نمىبرد، لازمه آن تعميم در هر موردى است كه اضرار و تهمت در آن وجود دارد، نه در خصوص مورد بحث، در حالى كه امكان التزام به چنين تعميمى از نظر فقهى وجود ندارد، چنانكه اگر مريض با همسرش ملاعنه كند، در چنين موردى فقها ملتزم به ارث نيستند.
ب: پذيرفتن اين موضوع مشكل را حل نمىكند؛ زيرا نمىتوان شروط متعددى را كه در اين حكم ذكر شده است همچون محدود كردن حكم به يك سال و نه بيشتر را توجيه كرد .
ج: به احتمال زياد آنچه در روايت يونس لحاظ شده، بيان حكمت حكم است،
(٤٣) همان، ح٩.