فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٢ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
مطرح شدن بحث تنقيح مناط در دو جايگاه مختلف است كه سبب اختلاف تعابير شده است. بنابراين، با ژرف نگرى در تعاريف مذكور مىتوان دريافت كه تنقيح مناط دست يافتن به علت واقعى حكم ، از طريق تهذيب و پيراستن علت از اوصافى است كه در حكم شارع دخالتى ندارد. به تعبير دقيقتر، تنقيح مناط عبارت است از راهيابى به ملاك حقيقى حكم و تبيين و استخراج آن به كمك قرائن از درون نصوص و تعبيرات ظاهرى (٢١٧).
١ ـ ١٢. پيشينه تاريخى تنقيح مناط: به نظر مىرسد اين اصطلاح براى نخستين بار در منابع اصولى اهل سنت از قرن پنجم هجرى به بعد شكل گرفته است و ظاهراً اولين دانشمند اصولى كه اين واژه را در ميان آرا و نظريات خود به كار برده است، شهاب عكبرى، عالم برجسته حنبلى مذهب است (٢١٨). پس از وى، غزالى اصولى شافعى در كتاب المستصفى از اين اصطلاح همراه با دو واژه ديگر(تحقيق مناط و تخريج مناط) ياد كرد. (٢١٩) وى تلاش مجتهد براى يافتن مناط حكم را به سه بخش تنقيح، تحقيق و تخريج مناط تقسيم كرد. طرح اين مسئله در ميان اصوليان اماميه به مكتب حله باز مىگردد و نخستين دانشمندان شيعى كه اين واژه را در متون فقهى و اصولى خود به كار گرفتند، محقق حلى و علامه حلى بودند و از آن پس، اين اصطلاح به حوزه فقه و اصول شيعه راه يافت. (٢٢٠)
٢ ـ ١٢ . اقسام تنقيح مناط: تنقيح مناط به اعتبارهاى گوناگون، تقسيمات مختلفى دارد:
(٢١٧) العكبرى، حسن بن شهاب، رسالة في اصول الفقه، ص ٨٣.
(٢١٨) همان.
(٢١٩) غزالى، ابوحامد محمد، المستصفى، ج ٢، ص ٢٣١.
(٢٢٠) الحلى، جعفر بن الحسن، معارج الاصول، ص ١٨٥ و الحلى، حسن بن يوسف، تهذيب الوصول، ص ٩٠ .