فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٧ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
ظن غالب را كافى دانسته يا كافى نمىدانند، مگر آن كه دليلى قطعى پشتوانه آن باشد. روشن است كه استناد به اوصاف طردى، پيروى از ظن هم نيست، بلكه نتيجهاى جز ايجاد وهم و پندارى نادرست در ذهن نخواهد داشت . براين اساس، عالمان شيعه پيروى از وصف را چيزى شبيه هذيان در استنباط ملاك حكم مىدانند. (١٩٥)
١٠. دوران
دوران كه گاهى از آن به طرد و عكس هم تعبير مىشود، يكى ديگر از راههاى شناسايى و كشف علت است كه در فرآيند قياس در فقه اهل سنت كاربرد فراوانى دارد (١٩٦).
١ ـ ١٠ . تبيين ماهيت دوران
دوران در دانش اصول عبارت از اين است كه حكم با وجود وصف، ثابت و با عدم آن، منتفى شود، از اين رو، آن را «سلب و وجود» نيز ناميدهاند، (١٩٧) چنان كه بيضاوى در تعريف آن گفته است: «هو ان يحدث الحكم بحدوث وصف و ينعدم بعدمه». (١٩٨)
بنابراين، وجود و عدم حكم، داير مدار وجود و عدم جامع است، يعنى در هر مورد كه علت در فرع وجود داشته باشد، حكم نيز به دنبال آن خواهد آمد و در صورتى كه جامع يا علت در فرع نباشد، حكم نيز محقق نخواهد شد.
(١٩٥) الحلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول، ص ٢٢٨ .
(١٩٦) شعبان، محمد، الاجماع و القياس ص ٢٤٣.
(١٩٧) القرافى، شهاب الدين، شرح تنقيح الفصول، ج ٧، ص ٣٩٧.
(١٩٨) الاسنوى، جمال الدين عبدالرحيم، نهاية السؤل، ج ٣، ص٦٨.