فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٥ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
ب) ظاهر جملهاى كه مىگويد، خلاف واقع است، از نظر عرف چه فرقى وجود دارد بين موردى كه گوينده الفاظ را در معناى صحيحى در ذهن خود به كار برده، اما در اثر بيان نكردن قرائن، خلاف واقع را بيان كند، و اينكه مستقيماً الفاظ را در معناى خلاف واقعى به كار برده باشد؟ در نظر عرف، هر دو كذب است و حداقل دومى ملحق به كذب است و اين مسئله با پرس و جو از عرف قابل تشخيص است.
اگر پذيرفتيم كه توريه، كذب عرفى است، ادله تحريم كذب شامل آن مىشود و براى اثبات تحريم توريه، محتاج جستجوى ادله ديگرى بر تحريم نخواهيم بود. البته، لازم است كه روايات مجوز توريه را در مقام بحث از معارض، ارزيابى كنيم. شايان ذكر است كه قبل از مرحوم سيد كاظم يزدى، صاحب مفتاح الكرامه و صاحب جواهر قائل به كذب بودن توريه بودهاند. از بيانى كه در تقريب سخن مرحوم سيد ذكر شد، پاسخ اعتراض شيخ بر محقق قمى روشن مىشود. سخن مرحوم قمى آن است كه ملاك كذب در نظر عرف، مطابقت يا عدم مطابقت ظاهر كلام، با واقع است. اگر با فرض اينكه گوينده مىدانسته است كه ظاهر كلامى كه مىگويد خلاف واقع است و با علم و عمد آن را اراده و انتخاب كرده است، به نظر محقق قمى همين اندازه براى تحقق كذب و فريب عرف كه به ظواهر عمل مىكنند، كافى است، اگرچه مراد جدى گوينده، مطلب صحيحى باشد.
شيخ در اشكال خود، ملاك اتصاف صدق و كذب را موافقت و مخالفت مراد گوينده با واقع دانسته است. اين اشكال شيخ، مبنايى است و محقق قمى، ملاك بودن آن را نمىپذيرد.
نقد اعتراض محقق قزوينى بر محقق قمى
آنچه از عرف و ارتكازات آن فهميده مىشود اين است كه ملاك كذب، در عنصر فريب كارى آن بر اساس گفتن ظاهر است، چه اراده خلاف آن را در ذهنش كرده باشد و چه نكرده باشد و همين امر موضوع ادله تحريم است. اگر كسى از