فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٥ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
علت صريح از واژههاى تعليل كه در بيشتر موارد، حروف تعليل مانند اذن، باء، فاء، لام، كى و ... هستند و گاهى اسماء تعليل مانند «علت»، «سبب» و «أجل» مىباشند، استفاده مىشود، از فعل تعليل مانند «علل» نيز استفاده مىكنند. (١١١) به نمونههايى از اين موارد كه تصريح در علت دارد اشاره مىشود:
١ ـ ١ ـ ١. تصريح علت با واژه «من اجل» و «لاجل»: در لغت عرب اين دو واژه تصريح بر عليت دارند و مواردى از آن را در قرآن و سنت مىتوان يافت. در آيه شريفه {من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرائيل انه من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض فكأنّما قتل الناس جميع} ، (١١٢) به علت قصاص كه قتل نفس است تصريح شده است . در حديث نبوى «انما جعل الاستئذان من اجل البصر»، (١١٣) علت اجازه گرفتن در هنگام ورود به خانه ديگران، نگاه كردن به درون خانه بيان شده است.
٢ ـ ١ ـ ١ . تصريح بر عليت با «كىْ»: واژه كىْ دلالت صريح بر عليت دارد و به معنى لام تعليل (١١٤) است، همانند آيه شريفه : {ما افاء اللّه على رسوله من اهل القرى فلله و للرسول ولذى القربى و اليتامى والمساكين و ابن السبيل كى لا يكون دولة بين الاغنياء منكم ...} (١١٥) كه به صراحت علت تقسيم فىء را جلوگيرى از دست به دست شدن دارايىها در بين ثروتمندان دانسته است .
در اعتبار و حجيت شرعى اين مسلك، در ميان طرفداران قياس وحدت نظر وجود دارد؛ چون تصريح به علت در نصوص شرعى اطمينان آور است و عقلاً احتمال خلاف آن نمىرود.
(١١١) الزركشى، بدرالدين محمد، البحر المحيط، ج ٥، ص ١٨٦ .
(١١٢) المائده /٣٢.
(١١٣) النورى، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج ١٨، ص ٢٣٥ .
(١١٤) ابن هشام، جمال الدين، مغنى اللبيب، ج ١، ص ٢٤١ .
(١١٥)الحشر / ٧.