فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥٥ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
بگذريم، به مواردى چون مصادره اراضى حاصلخيز فدك و محروم سازى اهلبيت عليهمالسلام از خمس مىرسيم، كه هدف ضربه زدن به توان اقتصادى خاندان پيامبر(ص) را تعقيب مىكرد و قهراً زمينه فعاليتِ «هزينهبرِ» اجتماعى ـ سياسى آنان در جامعه را محدود مىساخت. چنانكه، منع كتابت و نشر احاديث نبوى(ص) نيز مىتوانست تمهيدى حساب شده براى جلوگيرى از نشر فضايل و مناقب اهل بيت (ع) در جامعه اسلامى باشد، كه مىدانيم احاديث پيامبرْ آكنده از آنها بود. ضمن اينكه، قرآن كريم، جدا از احاديث روشنگر نبوى (ص)، به تعبير اميرمؤمنان على عليه السلام «حَمّالٌ ذو وجوه» بود و قدرتمندان مىتوانستند با جداسازى قرآن از تفسير عترت، هر معنايى را كه مىخواستند، به آيات مجمل و متشابه قرآن نسبت دهند و از اين طريق، فرهنگ خودخواسته خويش (همچون فرهنگ جبر / نمونه: نظريه مُرجئه در عصر بنىاميه) را بر ذهنيت مسلمين تحميل كنند.
ساير اقدامات زمامداران نيز خالى از شوائب و اغراض سياسى به نظر نمىرسد. مرحوم لنكرانى بعيد نمىدانستند كه ممانعت شديد خليفه دوم از متعة النساء (ازدواج موقت و آسان) كه خود معترف بود سنت خدا و رسول (ص) بوده است، به منظور جلوگيرى از اختلاط نسل عرب با عجم در حجاز صورت گرفته باشد. مىدانيم كه خليفه مزبور در اِعمالِ سياست نژادى عربى «عُروبه»، تعصب و تصلّب خاص داشت. حتى ايشان معتقد بود كه جعل بدعت نماز تراويح (برگزارى نمازهاى مستحبى در شبهاى ماه مبارك رمضان به جماعت) مىتواند تمهيدى سياسى براى پركردن اوقات مؤمنانِ مجتمع و معتكف در مسجد در شبهاى ماه رمضان باشد؛ تجمعى كه مىتوانست به طور طبيعى به گفتگو درباره مسائل روز و انتقاد از عملكرد مسئولين، بگذرد و براى دستگاه دردسرآفرين گردد. چنانكه، انگيزه سياسىِ حذف فقره «حى على خير العمل» از اذان نيز با توجه به كلام امام صادق(ع) قابل حدس است، آنجا كه حضرت در پاسخ به سؤال از معناى حىّ على