فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧٣ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
كه مؤلف محترم، عقل را در همان جايگاه رفيع و متعالى خود (در اسلام و حقيقت) قرار مىداد و ساحَتِ آن را از آلايش به اوهام و خودكامگىها (كه در بدعتهاى خلفا متجلى است) پاك نگه مىداشت و حتى در اطلاق اين واژه مظلوم به مقولاتى چون اجتهاد رأى و قياس نيز ـ كه در خوشبينانهترين وجه، معلول «سوء فهم» و «وهم زدگىِ» صاحبان آن بوده است، اگر نگوييم دكانى بود كه عمداً در برابر ائمه اهلبيت عليهمالسلام، و ميراث اصيل نبوى(ص) باز شده بود ـ احتياط مىورزيد و با شاقولى كه كتاب خدا و سنت معصومين (ع) به دست ما داده است، به بررسى دقيق موارد عقل و عقل نما، و تفكيك آنها از يكديگر، مىپرداخت و حساب هر يك را به درستى بر مىرسيد....
٤ـ٢ـ٦ . تعبد و تعقل، تقابل يا تعامل؟
در آغاز نقد گفتيم كه: بحث آقاى امامى عملاً از توجه لازم به شئون و مراتب گوناگون عقل، و مناسبات آنها با وحى، و تفكيك عقل از ظنون و اهواء و اوهام عقلنما، خالى است، و افزوديم كه: «همين خلأ و كمبود، به نحوى، درباره موضوع تعبد و مناسبات آن با تعقل نيز به چشم مىخورد». وعده داديم در اين باره سخن بگوييم و اينك هنگام عمل به آن وعده است. در اين زمينه، ذكر چند نكته ضرورى به نظر مىرسد:
١. عدم تطابق دقيق ميان «عنوان» و «مُعَنوَن» در مقالات، يكى از نكاتى است كه در بحث آقاى امامى به چشم مىخورد. ايشان «تعقل» را در معناى «عقلگرايى» به كار برده و عقلگرايى را نيز نوعى گرايش فكرى خاص در فهم و تفسير دين (با ويژگىِ: تكيه بر دستاوردهاى دانش بشرى) (١٤٦) تعريف مىكند، در حالى كه «تعقل» ـ مفهوماً ـ چيزى غير از «عقلگرايى» بوده و چندان عنوان رسا و دقيقى
(١٤٦) فقه اهلبيت عليهمالسلام، ش ٤٧، ص ١٤٠.