فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٣٢ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
آسيبها و صدمات گوناگون قرار دارد و خصوصاً به علت «نقص آگاهى و علم انسانها به واقعيات گسترده و پيچيده هستى»، و نيز «نفوذ و سيطره اهواء و اغراض نفسانى بر ذهن و دل آنان» (٦٣)، عقل جزئى هميشه و همه جا قادر به رسوخ در كُنه اشياء، و اِشراف بر كليه جوانب امور، نيست.
چنانكه مىدانيم، يكى از مهمترين براهين نبوّت، و نياز بشر به ارسال رسل و انزال كتب آسمانى، محدوديت عقل انسان در درك درست و عميق حقايق هستى، اطلاع كامل از مبدء و مآل آفرينش و پيشينه و پسينه خلقت جهان و انسان، و شناخت آداب راه و كيفيت سلوك آدمى در مسير سعادت جاويد است. چنانكه قرآن خطاب به پيامبر (ص) مىفرمايد: و انزل اللّه عليك الكتاب و الحكمة و علّمك ما لمتكن تعلم و كان فضل اللّه عليك عظيماً (نساء: ١١٣ و نيز ر.ك: بقره: ٢٣٩). در زيارت شريف جامعه كبيره نيز خطاب به ائمه وحى (ع) مىخوانيم: بموالاتكم علّمنا اللّه معالم ديننا و اصلح ما كان فسد من دنيانا. درك اين نقص و ناتوانى، منطقاً بشر را به اين نقطه سوق مىدهد كه آموزههاى وحى و تعاليم انبياء و ائمه الهى (ع) را ـ كه پرتو «عقل كامل و برين» است ـ آويزه گوش جان سازد و مسطوره حيات فردى و اجتماعى قرار دهد. وانگهى، عقل، بيشتر ادراك «كليات» مىكند و تعيين و تشخيص «مصاديق» و «جزئيات» آنها، با شرع است. به عنوان نمونه، عقل، حُسن عدالت و قبح ظلم را (به طور كلى) درك مىكند، اما تشخيص موارد و مصاديق ظلم و عدل (و اينكه مثلاً سهم الارث «عادلانه» بازماندگان شخص متوفّى، در طبقات مختلف: جدّ و پدر و فرزند و همسر و برادر و عمّ و عمه و خال
(٦٣) به قول معصوم عليه السلام: و اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع. چنانكه شاعر هم مىگويد: انارة العقل مكسوف بطوع هوى / و عقل عاصى الهوى يزداد تنويراً (نقش عقل در احكام الهى، آيت اللّه سيد حسن فقيه امامى، انتشارات خوشنواز، اصفهان ١٤٢١ق، ص ٣٤).