فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٩٣ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
واحد، به اجمال به مسلك اخباريان اشاره كرده (فرائد الاصول، ١/٢٣٩ـ٢٤١) و اين نكته را مىافزايد كه برخى از اصوليان نيز ديدگاههايى نزديك به اخباريان داشتهاند؛ از جمله، برخى از معاصران ـ اشاره به محقق نراقى، صاحب مستند ـ تمام احاديث كتب معتبر به استثناى احاديث خلاف مشهور را، معتبر مىدانند. از دانشمندان متأخر از شيخ انصارى نيز برخى بر اعتبار سندى احاديث كافى اصرار ورزيدهاند، از جمله، ميرزاى نائينى مناقشه در اسناد كافى را «حرفة العاجز» مىخواند (معجم رجال الحديث، خويى، ١/٨٧ ). (١٨٣) مرحوم دكتر ابوالقاسم گرجى نيز (كه محضر آيت اللّه خويى را درك كرده و از ايشان تصديق اجتهاد داشت) اظهار مىداشت: رويّه مرحوم آيت اللّه خويى نسبت به روايات، در آغاز (كه بعدها از آن عدول كرد) چنين بود كه: احاديثِ موردِ عملِ اصحاب، معتبر است ولو از حيث سند، ضعيف باشد، و احاديثِ غيرِ معمولٌ بها، فاقد اعتبار است ولو سنداً صحيح باشد.
اينكه آيا دريافتهاى عقلى و علمى (ظنّآلود) بشرى را در فهم و تفسير كتاب و سنت دخالت بدهيم يا ندهيم، مسئلهاى است كه در اصل، به اين بحث بر مىگردد كه آيا ظنّ و گمان در كشف و تفسير احكام الهى حجيت دارد يا خير؟ شخصيتى چون شيخ حرّ عاملى مسلّماً وقتى مىخواهد خانهاى بسازد، كالايى بخرد يا بيمارِ گرفتارِ شقاقلوساش را مداوا كند، مسلّماً ترديدى در بهرهگيرى از دانشها و تجارب موجود بشرى در عرصه معمارى و اقتصاد و طب نمىكند. اما براى او اين نكته مطرح است كه آيا به استناد دستاوردهاى عقلى و علمى بشرى (كه قطعآور نيستند) مىتوان از عمومات و اطلاقات كتاب و سنت، خلع يد كرد؟ و آيا اين عملْ مصداق آيات شريفه قرآن: {انّ الظنّ لايُغنى عن الحق شيئاً} و {ان هم الايتّبعون}
(١٨٣) لزوم ارزيابى سندى احاديث كافى، سيد محمد جواد شبيرى، مندرج در: فصلنامه سفينه، سال ١، ش ٢، بهار ١٣٨٣.