فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٠ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
گفتار چهارم: راههاى شناسايى و كشف علت
در ميان اركان قياس، مهمترين ركن كه اساس و بنيان قياس بر آن استوار است، علت يا وصف جامع در اصل و فرع است؛ به گونهاى كه برخى از اصوليان آن را قلب قياس (٩٢) و پارهاى آن را يگانه ركن قياس دانستهاند. (٩٣) در حجيت قياس نيز بحث اصلى پيرامون شناخت علت و طريق استنباط آن است و بيشتر اختلافات ميان مذاهب مختلف اسلامى در مبحث قياس به اين ركن باز مىگردد.
انديشه وران علم اصول بر اين باورند كه در فرآيند قياس، براى شناخت علت يا وصف مشترك بين اصل و فرع، نمىتوان تنها به اجتهاد و ذوق شخصى بسنده كرد، بلكه بايد حجيت، ارزش و اعتبار علت از راه دليل شرعى اثبات شود. (٩٤)
ابن قدامه گفته است:
فرايند قياس مبتنى بر دو مقدمه است : يكى اثبات علت حكم در اصل، و ديگرى اثبات وجود اين علت در فرع .
در اثبات مقدمه دوم از حس يا عقل و عرف بهره گرفته مىشود، اما مقدمه اول تنها به دليل شرعى قابل اثبات است. (٩٥)
راههاى كشف و شناخت علت در اصل، ميان اصوليان اهل سنت به «مسالك علت» يا «طرق علت» (٩٦) و در ميان بيشتر انديشه وران اماميه به «راههاى تعدّى از نص» مشهور است. (٩٧)
(٩٢) عبدالسلام، حامد، بحوث فى العله، ص ٢٩ .
(٩٣) الابراهيم، موسى، المدخل فى اصول الفقه، ص ٦٠ .
(٩٤) ابن امير الحاج، محمد، التقرير و التحبير، ج٣، ص ١٩٨ و الحكيم، محمد تقى، الاصول العامه، ص ٣١٦ .
(٩٥)ابن قدامه، عبداللّه بن احمد، روضه الناظر، ص ١٧٥.
(٩٦) الآمدى، سيف الدين على، الاحكام، ج ٣، ص ٦٣ .
(٩٧) شعرانى، ابوالحسن، المدخل الى عذب المنهل في اصول الفقه، ص ١٧٥ .