فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥٢ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
مخالفتهاى صريح و جنجالانگيز خويش با سنّت نبوى(ص) پردهاى از توجيهات بكشند. اساساً هر گروه يا حزبى كه با انجام كودتا عليه دولت (يا اميرِ) قانونىِ وقت روى كار مىآيد، پس از گرفت و گيرها و سركوبهاى اوّليه، ناچار است براى استحكام پايههاى قدرت خويش و بستن زبان معترضين، به توجيه رفتارهاى غيرقانونى خود دست زند. بدين منظور نيز، از يك سو با تبليغات گسترده، دست به «ترور شخصيت» جناح مغلوب زده و مىكوشد چهره حريف را در چشم مردم ملكوك سازد و از ديگر سو، ضمن تخريب بنيادهاى فكرى و نهادهاى سياسى اصيل موجود، تلاش مىكند منطق و فرهنگ خاصى را در جامعه ترويج كند كه توجيهگر رفتارهاى قانون گريز او بوده، بلكه از قدرت حاكم، چهرهاى مقدس تصوير كند. آنچه در سالهاى پس از درگذشت پيامبر(ص) در جامعه اسلامى رخ داد نيز از اين قاعده كلى مستثنا نبود و اقدامات و اظهارات ابناى سقيفه را ـ كه بعضاً در پوششهاى جذاب و فريبنده ارائه مىشد، اما در گوهر، جز حركتى حساب شده براى نيل به اهداف سياسى از طريق تحريف سنتهاى اصيل اسلامى نبود ـ به هيچ وجه نمىتوان «نمودِ جنبش عقلگرايى در تاريخ اسلام» شمرد و از آنها با عنوان موجّه «ابداعات فقهى» ياد كرد! (١١٠)
شيخ بزرگوار، كلينى، در روضه كافى، خطبهاى بلند و سوزناك از اميرالمؤمنين على عليه السلام مىآورد كه ناظر به مستحدثات خلفاى پيشين، و ريشهيابى و آسيبشناسى آنها است. حضرت ضمن ارائه فهرستى بلند از اقدامات بدعتآميز خلفاى سه گانه (عمدتاً خليفه ثانى)، از اقدامات مزبور به عنوان فتنهاى
(١١٠) اينكه حضرت امير عليه السلام در افشاى شيوه عمل و ترفندِ فتنهگران بدعتگذار مىفرمايد: «الا انّ الحق لو خلص لميكن اختلاف و لو انّ الباطل خلص لميخف على ذىحجى و لكنّه يؤخذ من هذا ضغثٌ و من هذا ضغث فيجّللان معاً فهنالك يستولى الشيطان على اوليائه»، كالبدشكافىِ همين چيزى است كه مؤلف از آن با عنوان جنبش عقلگرايى ياد كرده است. بيچاره عنوان مقدس «عقل»، كه چگونه و كجا خرج مىشود!