فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٤ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
اصولى در اين شيوه، ابتدا همه اوصافى را كه احتمال دارد علت حكم مورد نظر باشند در نظر گرفته، سپس هر يك از اين اوصاف را به منظور سنجش صلاحيت براى تعيين علت واقعى، مورد آزمايش قرار مىدهد و به حذف و ابطال اوصافى كه صلاحيت عليّت را ندارند مىپردازد تا اينكه علت اصلى حكم را شناسايى كند. به اين ترتيب بر پايه نفى و اثبات، به استنباط علت حكم مىپردازد.
حذف و ابطال اوصافى كه شايستگى عليّت را ندارند به چند شيوه صورت مىگيرد كه عبارتند از :
الف) الغا: منظور از الغا اين است كه هر گاه وصف از حكم حذف شود، حكم باقى مانده و حذف، هيچ تأثيرى در حكم نداشته باشد.
ب) طرد: بدين معناست كه شارع وصف را معتبر ندانسته و از نظر شارع ملغى است. مانند نژاد و مليت كه در همه احكام به طور مطلق فاقد اعتبار شناخته شده است يا وصف مرد و زن بودن كه در احكام عبادى معتبر نيست.
ج) عدم مناسبت: در اين شيوه، هر گاه وصف با حكم مناسبت نداشته باشد، مجتهد آن را حذف و ابطال مىكند.
برخى از اصوليان بر اين عقيدهاند كه مسلك سبر و تقسيم، مسلك مستقلى نيست ؛ چون در اين مسلك نياز به مناسبت است، پس نيازى به سبر و تقسيم نيست، ولى روشن است كه راه حذف اوصافى كه شايستگى عليّت را ندارند، تنها به شيوه عدم مناسبت نيست. افزون بر اينكه در سبر و تقسيم، حصر اوصاف صورت مىگيرد، ولى در مناسبت، اين كار صورت نمىگيرد و همين كه مناسبت ثابت شود، حكم به عليت وصف مىشود.
نكته مهم در اين شيوه اين است كه پس از يافتن علت از راه سبر و تقسيماصل بر عدم غير است؛ به اين معنى كه پس از يافتن علت و ابطال ديگر اوصاف، اصل بر عدم وجود وصف ديگرى است كه صلاحيت براى حكم مورد نظر را داشته باشد و