فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٤٤ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
گرايشهاى فكرى را، دليل اعتبار و حجيت آنها نشمرده و حتى تلويحاً كسانى را كه چشم به سخن و عمل آن بزرگواران (ع) دارند، «شخصيت زده» مىخواند و فرض را بر اين قرار مىدهد كه [ با وجود حضور امام معصوم و شيطان در دو سوى اين معركه] «ما در مورد اين دو رويكرد فكرى به قضاوتى نرسيدهايم»! به راستى بايد پرسيد كه چرا حضور معصومان (يعنى كسانى كه قول و فعل و حتى سكوتشان حجت است) در يك نحله فكرى يا سياسى، «نمىتواند سبب اعتبار و حجيت بينش خاصى گردد» و «بىاعتبارىِ» نحله مقابل را ثابت كند، آن هم در زمانى كه امام صراحتاً و قويّاً در برابر آن نحله و روش و رويكرد آن به مسائل، موضعگيرى كرده است؟
٤ـ٢ـ١. قياس و اجتهاد به رأى؛ آماج انتقاد شديد ائمه (ع)
مىدانيم كه ائمه وحى(ع) تكليف مقولاتى چون قياس و اجتهاد به رأى (اجتهاد رأى) را براى ما روشن ساخته و آن را به عنوان حركتى بر خلاف دين، تباهكننده سنّت نبوى(ص) و مايه هلاكت آدمى، به شدت محكوم ساختهاند. ابان بن عثمان، از ابى شيبه خراسانى نقل مىكند كه مىگويد شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمايد: انّ اصحاب المقائيس طلبوا العلم بالمقائيس فلم تزدهم المقائيس من الحق الا بُعداً و انّ دين اللّه لايصاب بالمقائيس. (٩١) يونس بن عبدالرحمن نيز از امام كاظم(ع) مىپرسد: بما اوحّد اللّه؟ و حضرت پاسخ مىدهد: يا يونس لاتكوننّ مبتدعاً، من نظر برأيه هلك و من ترك اهل بيت نبيه (ص) ضلّ و من ترك كتاب اللّه و قول نبيّه كفر. (٩٢) همچنين امام صادق(ع)، از پدرانش، از على عليهم السلام نقل مىكند كه فرمود: من نصب نفسه للقياس لميزل دهره فى التباس و من دان اللّه بالرأى.... بمالايعلم و من دان اللّه بمالايعلم فقد ضادّ اللّه حيث
(٩١) الاصول من الكافى، ١/٥٩ ، حديث ٧. و نيز ر.ك: همان: ص ٥٧، ح ١٤.
(٩٢) همان: ص ٥٦ ، ح ١٠.