فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٠ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
برخى از انديشه وران اصولى اهل سنت مانند غزالى، آمدى، ابن قدامه، ابن جوزى و شاطبى، آن را تلاش مجتهد براى تشخيص علت حكم به وسيله حذف قيود و اوصافى دانستهاند كه همراه علت است و در حكم تأثيرى ندارد. (٢٠٥)
ابن سبكى نيز تنقيح مناط را اجتهاد در حذف اوصاف غير موثر در حكم و تعيين وصفى مىداند كه علت حكم است. (٢٠٦)
برخى مانند بيضاوى و شوكانى، تنقيح مناط را الغاى فارق بين اصل و فرع مىدانند. (٢٠٧) بر اساس اين تعريف، مجتهد، درصدد اثبات اشتراك اصل و فرع است و توجهى به مناط واقعى حكم ندارد. بعضى نيز تنقيح مناط را اعم از الغاى فارق دانسته و بر اين باورند كه تنقيح مناط، گاهى به وسيله حذف اوصاف مختص به اصل و تبيين عدم تأثيرگذارى آنها در علت حكم و گاهى به وسيله الغاى فارق بين اصل و فرع، بدون نظر به تعيين مناط حكم به دست مىآيد. (٢٠٨)
گروهى از عالمان اهل سنت (٢٠٩) و برخى از اصوليان اماميه، تنقيح مناط را تعدى از مورد نص به وسيله دليل قطعى دانستهاند. (٢١٠) صاحب قوانين، تنقيح مناط را يكى از راههاى كشف علت برشمرده و آن را الغاى فارق و اثبات قدر جامع
(٢٠٥) غزالى، ابوحامد محمد، المستصفى، ج ٢، ص ٢٨٤ و الآمدى، سيف الدين على، الاحكام، ج ٣ ص ٢٣٦ و ابن قدامه، عبداللّه بن احمد، روضه الناظر، ج ٣، ص ٨٠٣ و ابن جوزى، يوسف بن عبدالرحمن، الايضاح، ج ٤، ص ٣٤ و ابواسحاق الشاطبى، ابراهيم بن موسى، الموافقات في أصول الشريعة، ج ٤، ص ٩٥.
(٢٠٦) ابن سبكى، الابهاج في شرح المنهاج، ج ٣، ص ٨٨.
(٢٠٧) البيضاوى، عبدالله بن عمر؛ منهاج الوصول، ص ١٥٧ و الشوكانى، محمد بن على، ارشاد الفحول، ص ٢٢١ .
(٢٠٨) شعبان، محمد، در اسات حول الاجماع و القياس، ص ٣٠٢.
(٢٠٩) ابن امير الحاج، محمد، التقرير و التحبير، ج ٣، ص ٢١٤ .
(٢١٠) بحرالعلوم، سيد مهدى، فوائد الرجاليه، ج ٣، ص ٢١٤.