فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٦٩ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
همين مخالفت در دوران پس از رحلت پيامبر را رويكرد عقلگرايى در فهم متون دينى نام نهاده و داخل در حوزه بحث محسوب مىدارد؟! (توجه شود كه خليفه ثانى در مورد سنت پيامبر(ص) مبنى بر جواز متعة الحج و متعة النساء، برداشت خود از كلام يا سنّت رسول اللّه را مطرح نمىكند، بلكه صراحتاً با آن مخالفت مىورزد: كانتا على عهد رسول اللّه فانهى عنهما و اعاقب عليهما: متعة النساء و متعة الحج (١٤٢)).
ثانياً اگر مخالفت «مصلحت انديشانه» برخى از صحابه با پيامبر در زمان حيات آن حضرت (ص)، از سوى آقاى امامى، «مخالفت با دين» قلمداد شده و بنابراين، خارج از بحث محسوب مىگردد، چگونه و به چه دليل، مخالفت اصحاب رأى و قياس با كلمات «صريح و غير قابل توجيهِ» همان پيامبر (ص) در باره مثلاً ديه انگشتان زن مخالفت با دين محسوب نگرديده و نمودى از جريان عقلگرايى! قلمداد مىشود و حتى مخالفت صريح پيشواى معصوم امت اسلام و خليفه برحقّ پيامبر (صادق آل محمد عليه السلام) نيز با اين رويكرد، و تأكيد ايشان بر اينكه: «ان السّنة اذا قيست محق الدين»، نمىتواند مخالفت اصحاب رأى و قياس با نصوص مسلّم نبوى (ص) را از دايره عنوان فريبنده و غلط اندازِ «عقلگرايى» خارج سازد؟
ممكن است آقاى امامى به اين عذر متوسل شوند كه مخالفت اصحاب رأى با صريح كلام پيامبر (ص) را از اين جهت، «نمودى از جريان عقلگرايى در تاريخ اسلام» قلمداد كردهاند كه اين گروه در مقابله با نصوص سنت نبوى (ص)، دست به دامان برخى توجيهات و استدلالها مىشدهاند، ولى اين عذر موجّهى نيست. چه، آقاى امامى تصريح دارند كه «مخالفت صريح برخى از اصحاب با دستورهاى» پيامبر (ص) در زمان حيات ايشان نيز «به بهانه برخى استدلالها و مصلحت انديشىها» صورت مىگرفته است. (١٤٣)
(١٤٢) فقه اهلبيت عليهمالسلام، ش ٤٦، ص ١٨١.
(١٤٣) فقه اهلبيت(ع)، ش ٤٦، ص ١٧٥.