فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٣١ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
٤ـ١. عدم تنقيح موضوع بحث
چنانكه مىدانيم، گوهر ارزشمند «عقل»، داراى انواع و اقسام، و شئون و مراتبى است كه هريك، وضعيت ويژه و طبعاً حكم جداگانهاى دارند (٦٢) و توجه به موقع و مقام آنها و تفكيك و شأن جايگاه متفاوتشان از يكديگر، در بحث آقاى امامى، چنانكه بايد، صورت نگرفته است.
يكى از تقسيمات مهم و كليدى عقل، انقسام آن اصطلاحاً به دو گونه يا مرتبه «عقل كل» (يا كلى) و «عقل جزئى» است. «عقل كل» (كلّ العقل)، در بحث ما، همان مخزنِ «نامحدود و بىپايانِ» عقل در ساحتِ الهى است كه «وحىِ محمّدى» (صلى اللّه عليه و آله) جلوه و پرتو تمامعيار آن محسوب مىشود. «عقل جزئى» نيز، بهره و سهم «محدود» انسانها از عقل است كه خداوند (به طور غير مساوى) در اختيار افراد بشر (از نوابغ گرفته تا ديگران) قرار داده و البته بر خلاف عقل كل، كه حد و مرزى ندارد، عجين با محدوديتها و نقصها بوده و نيز در معرض
(٦٢) گاه مراد از عقل، عقل كلّ است و گاه عقل جزئى. مراد از عقل جزئى نيز گاه عقلى است كه حساب خود را از عقل كل (كلّ العقل، در اينجا بخوانيد: وحى) جدا ساخته و «جدا و مستقل» از وحى (و البته نه لزوماً «معارض» با آن) در پى كشف حقايق كلّى عالَم وجود است (مثل عقل فلسفى) و چه بسا در عمل، به كمك دين و آموزههاى اصولى دين نيز بر مىخيزد (عقل فيلسوفان شيعه) و گاه عقلى است كه در عين ادعاى ديندارى، عملاً تنه به تنه وحى زده و به نحوى براى امور وحيانى و شرعى، تكليفْ معيّن مىكند و چه بسا كارش به تعارض و تقابل با رهنمودهاى كلى و جزئى وحى محمدى «ص» مىكشد (همچون عقل اصحاب قياس، كه همان تمثيل منطقى است) و گاه هم، عقلى است كه از مدد و پشتيبانى وحى برخوردار بوده و در واقع، توسط وحى، «غنى سازى» شده است (همچون عقل فقهاى مذهب اهلبيت عليهمالسلام). تقسيمات ديگرى نيز در روايات ما براى عقل آمده است، همچون عقل معاش و معاد، و عقل مطبوع و مسموع (يا عقل طبع و تجربه)، كه مراد از «عقل مطبوع»، پختگى، متانت و درايت ذاتى انسانها است و مراد از «عقل مسموع» نيز، عقل پرورش يافته و تقويت شده به وسيله دانشها و تجارب اكتسابى. توضيح عقل كل و عقل جزئى در متن آمده است.