فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٥ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
براى ملاقات با پيامبر با گروهى به راه افتاديم، وائل بن حجر نيز با ما بود. در راه، شخصى كه با وائل دشمنى داشت او را دستگير كرد. ديگران براى آزادى او قسم ياد نكردند، اما من سوگند ياد كردم كه او برادر من است و آزاد شد. هنگامى كه نزد پيامبر آمديم داستان را براى ايشان گفتم. فرمودند: تو نيكوكارترين و راستگوترين آن گروهى، راست گفتى؟! مسلمان برادر مسلمان است.
روشن است كه اين سوگند در مقام اضطرار بوده است و سوگند دروغ در حالت اضطرار مجاز است. با اين حال حضرت، محمل صحيح را براى گفته او بيان مىكنند و بدون اينكه او را تخطئه كنند و در ضمن تأييد كار او ـ كه ظاهراً سوگند دروغ بوده ـ راه توريه را نشان مىدهند. به هر حال حكم توريه اختيارى از اين روايت استفاده نمىشود.
روايت ديگرى هم و جود دارد كه مربوط به توريه ابوبكر براى حفظ جان رسول اللّه است و شوكانى (١٣٢) آن را از احمد و بخارى نقل كرده است. اين روايت هم با فرض پذيرش سند، تقرير پيامبر(ص) را در بردارد و مربوط به مقام اضطرار است و دلالتى بر حكم توريه اختيارى ندارد.
علاوه بر مطلب مذكور، هر دو روايت پيشين نسبت به لزوم تقدم توريه بر كذب در مقام اضطرار ساكت است و ظهورى ندارد. به همين دليل در كلمات فقهاى بزرگ اهل سنت، ملاحظه مىكنيم كه به جاى تمسك به روايت، با استدلال عقلى قائل به لزوم تقدم توريه بر كذب شدهاند.
روايات ديگرى هم مربوط به شوخىهاى پيامبر اكرم(ص) است و برخى از فقهاى اهل سنت براى جواز توريه به آن استشهاد كردهاند. در ضمن گزارش كلمات فقيه بزرگ حنبلى ، ابن قدامه، به اين روايات اشارهاى خواهيم كرد.
(١٣٢) همان، ج٨، ص١٠٢ .