فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٣ - شبهات نهاد عاقله على صادقى
از كلام ابوعلى قول مستقل ديگرى را فهميده است. (٣٩) در حقيقت، اين نظر چهارم شبيه نظر سوم است، با اين تفاوت كه نظر چهارم، شيوه پرداخت ديه را مطابق با شيوه انتساب مشخص كرده است.
ماده ٣٠٧ (ق.م.ا) عاقله را اينگونه تعريف مىكند:
عاقله عبارتست از بستگان ذكور نسبى پدر و مادرى يا پدرى، به ترتيب طبقات ارث، به طورى كه همه كسانى كه حينالفوت مىتوانند ارث ببرند به صورت مساوى عهده دار پرداخت ديه خواهند بود.
چنانكه در لابه لاى بحث اصطلاحى عاقله بيان شد، قانون مجازات اسلامى از نظر دوم تبعيت كرده است، ولى روشن شد كه قول اول، مطابق با نظر مشهور است و مؤيدات ديگرى هم براى آن ذكر شد. در بحث رعايت طبقات ارث خواهيم گفت كه ثمره عملى بين اين دو وجود ندارد؛ زيرا هر چند مشهور فقها در تعريف عاقله، ارث بردن بالفعل را لازم نمىدانند، ولى در عين حال، مشهور فقها در مورد نحوه توزيع ديه بين عاقله، معتقد به رعايت طبقات ارث بين عاقله هستند.
نكته دوم؛ روش پرداخت توسط عاقله و رعايت ترتيب طبقات ارث
در مورد اينكه ترتيب طبقات ارث در پرداخت ديه توسط عاقله رعايت شده است يا نه، دو قول وجود دارد:
گروهى قائلند كه رعايت لازم نيست و همه طبقات مسئول پرداخت ديه هستند؛ ولى مشهور فقها قائلند كه رعايت ترتيب لازم است. از جمله محقق حلى در مختصر (٤٠) و شرايع (٤١) اين نظر را پذيرفته و صاحب رياض (٤٢) و صاحب جواهر (٤٣)
(٣٩) نجفى، محمد حسن، ج٤٣، ص٤١٨.
(٤٠) حلى، جعفربن الحسن، المختصر النافع، ص ٣٣٣.
(٤١) همو، شرايع الاسلام، ج٤، ص٢٧٣.
(٤٢) طباطبائى ، سيد على، رياض المسائل ، ج١٦، ص٥٨٤.
(٤٣) نجفى، محمد حسن، جواهر الكلام، ج٤٣، ص٤٣٧.