فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٠ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
اين گونه نيست، نظر شيخ اين است كه در مثال مذكور اگر بعد از اينكه مخاطب خبر را به دروغ متصف كرد، معلوم مىشود كه مراد گوينده حيوان چهارپا نبوده و فرد كودن را اراده كرده است، آيا مىتوانيد بگوييد گوينده دروغ گفته است؟ در نهايت، ممكن است بگوييد متكلم اشتباه كرده كه قرينه نياورده است و اگر عمداً چنين كرده، مىگوييد متكلم نيرنگ زده است. اما در هر صورت با معلوم شدن مطابقت مراد متكلم با واقع، شما نمىتوانيد بر اساس فهم خود سخن او را متصف به كذب كنيد، بلكه شما در اين موارد، فهم خود را تخطئه مىكنيد.
محقق قزوينى هم در حاشيه ارزشمند خود بر قوانين به سخن ميرزاى قمى اشكالى وارد كرده كه تلخيص آن چنين است :
شما نمىتوانيد اراده متكلم را ناديده بگيريد و تنها فهم سامع را ملاك قرار دهيد؛ زيرا مسلّماً شنونده براساس فهم تصديقى خود، خبرى را كه شنيده متصف به صدق يا كذب مىكند. فهم تصديقى عبارتست از تصديق نسبت كلام بر اساس اينكه مراد متكلم است. لذا به نظر مىرسد هم فهم مخاطب و هم اراده متكلم هر دو در اتصاف خبر به صدق و كذب دخيل است و ملاك اتصاف خبر به صدق و كذب اين است كه نسبت مفهوميه از كلام اينگونه باشد كه يا واقعاً مراد متكلم است، يا حداقل توصيف كننده معتقد است كه مراد متكلم است، خواه مطابق با واقع باشد يا مخالف واقع. البته در صورت دوم، يعنى آنجا كه توصيف كننده واقعاً به مراد گوينده پى نبرده است اما به اشتباه فكر مىكند به مراد او رسيده است، اين اتصاف تا وقتى است كه اشتباه او روشن نشده باشد، اما وقتى اشتباه او روشن شد و ما به مراد واقعى گوينده پى برديم، بايد بر اساس مطابقت و عدم مطابقت آن با واقع، صدق و كذب را معين كنيم» (٤٩).
(٤٩) قوانين، حاشيه، ج١، ص٤١٩.