فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢٤ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
پيچيدگىهاى خاصى برخوردار است كه فهم آنها از هر كسى ساخته نيست. شيخ اعظم فقاهت، شيخ انصارى، در آغاز مبحث «مُعاطات» (معامله پاياپاى) در كتاب «مكاسب بيع»، همچون يك قاضى توانا و زبردست، فقيهان قلهپوى شيعه (از مفيد و طوسى و ابوالصلاح حلبى و ابنادريس و ابنزهره گرفته تا علامه حلى و محقق حلى و ديگران) را به عنوان «شاهد» در دادگاهى بزرگ ـ به وسعت تاريخ فقه شيعه ـ گرد مىآورد و آنگاه دو مجتهد سترگ (محقق كَرَكى و صاحب جواهر) را بر سر معنا و مورد «معاطات» در كلام فقيهان، به چالش علمى واداشته، طىّ بحثى مستدل و دراز دامن، نظرياتِ هر دو را در موضوعِ موردِ بحث، نقد و بررسى مىكند و در فرجام، نظر تازهاى را در اين زمينه به كرسى اثبات مىنشاند. (٤١)
وقتى كه برداشت فقيهان بزرگى چون جنابان كَرَكى و صاحب جواهر از ديدگاه فقهاى همتاى خويش، در برخى موارد، واجد دقت و اتقان لازم نباشد، پيدا است كه نوپژوهانى چون آقاى امامى، در شناخت ديدگاهها و مواضع شخصيتى چون شيخ نورى در حوادث و مسائل پرپيچ و خم مشروطيت ـ كه گذشته از «پيچيدگى» تاريخى، دستها و دسيسههاى زيادى نيز در «تحريف» واقعيات آن كوشيدهاند ـ چه مقدار نياز به دقت و امعان نظر، و تتبع گسترده و تحقيق ژرف، دارند و بايد در تحليل و داورى خود محتاطانه عمل كنند؟
پس از بحث درباره ايرادات «روش شناختى» در مقاله جناب امامى، نوبت آن است كه به برخى از مهمترين ديدگاههاى ايشان در سلسله مقالات: «جدال تعبد و تعقل...»، اشاره كرده و به نقد آنها بپردازيم.
(٤١) ر.ك: المكاسب و ملحقاته، شيخ انصارى، خطّ طاهر خوشنويس، قطع رحلى، صص ٨١ ـ٨٢ .