فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢٦ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
از عقلانيت بشرى نيست و سزاوار است تا حدّ ممكن تفسيرهاى عقل پسند از حقايق دينى ارائه كرد». و البته اين تقسيم بندى، نسبى است و مراحل و درجات گوناگونى دارد. (٤٤)
امامى، در تعريف دو رويكرد عقلگرايى و تعبدگرايى مىنويسد: «مفسّر عقلگرا مىكوشد معانىِ تصورى و تصديقىِ درون دينى را به گونهاى بفهمد و تفسير كند كه تا حدّ ممكن، قابل تحليل به واحد دانش بشرى او باشد و در مقابل، مفسر تعبدگرا چنين تلاشى نمىكند و معانى مزبور را به آسانى رازگونه مىپذيرد و يا حتى مىكوشد بسيارى از مفاهيم تصورى و تصديقى دين را به واحدهاى دانش بشرى خود تحليل نكند و آنها را در قالب غيب و امور ماوراى دانش خود بپذيرد». (٤٥) به ديگر تعبير: «سعى مفسران عقلگرا ـ كم و بيش ـ بر اين است كه اين گونه متون را از ظهور بَدْوى خود دور سازند و معنايى عقلپذير براى آنها ارائه دهند». (٤٦) ايشان محلّ بروز اختلاف ميان اين دو روش را عمدتاً در جايى مىداند كه ظواهر دينى، به قول او: «عقل گريز» باشند، يعنى از مفاهيمى باشند كه عقل بشرى، داورى روشنى درباره آنها نداشته و صدق و كذب يا حقانيت و بطلان آنها معلوم نيست. (٤٧)
آقاى امامى، در نخستين مقاله از سلسله مقالات «جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت» (مندرج در شماره ٤٦ فصلنامه فقه اهلبيت عليهم السلام)، به عنوان نمونهها و نمودهايى از عقلگرايى در تاريخ اسلام، مخالفت خليفه دوم با
(٤٤) همان: سال ١٢، ش ٤٦، ص ١٥٧ و نيز: «...رويكرد عقلگرايى و تعبدگرايى در فهم شريعت، پديدهاى نسبى است كه انتساب آن به هر فقيه يا گروهى از فقها در مقايسه با آرا و نظريههاى رقيب، موجّه خواهد بود» (همان: سال ١٤، ش ٥٤ ، ص ١٩٠).
(٤٥) همان: ش ٤٦، ص ١٦١.
(٤٦) همان: ص ١٦٤.
(٤٧) همان: صص ١٦٢ـ١٦٤.