پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٢
حيا را داشت . اين كه برخى افراد ، كارهاى خلاف خود را دور از چشم ديگران انجام مى دهند و مكان هاى خلوت را براى اين گونه كارها بر مى گزينند و سعى مى كنند تنها باشند و يا هنگام تاريكى شب ، اقدام مى كنند و ... ، همه به اين جهت است كه در نقطه كور نظارت قرار گيرند و خود را از قلمرو ديد ديگران ، خارج سازند تا شرم ، مانع آنان نشود . بنا بر اين ، همان گونه كه در جاى خود آمده است ، [١] عنصر نظارت ، فصل مقوِّم حيا و وجه تمايز آن از ديگر صفات تنظيم كننده رفتار است . درك نظارت نكته مهمّى كه مطرح است ، اين كه صرف وجود نظارت به عنوان واقعيتى خارجى ، براى برانگيختن حيا كافى نيست . حيا هنگامى برانگيخته مى شود كه نظارت موجود ، از طرف شخص «درك» شود و حتّى ممكن است احساس وجود نظارت ، موجب برانگيخته شدن حيا شود ، بدون آن كه ناظرى وجود داشته باشد . پس «درك نظارت موجود» و يا دستِ كم ، «احساس وجود نظارت» ، شرط لازم براى حياست ، نه صِرف وجود ناظر . مثلاً اگر كسى احساس كند در برابر دوربين مخفى قرار دارد ، رفتار خود را كنترل مى كند ، حتّى اگر واقعا دوربينى وجود نداشته باشد و بر عكس ، اگر كسى احساس كند هيچ چشم ناظرى وجود ندارد ، دليلى براى كنترل رفتار خود نمى بيند ، هر چند واقعا چشمِ ناظرى وجود داشته باشد . پس « درك نظارت موجود » يا «احساس وجود نظارت » ، مهم تر از وجود نظارت است و البته مراد از اين اهمّيت ، نقش آن در برانگيختن حياست ، نه اهمّيت آن در مقام ارزشگذارى . مراد اين است كه آنچه حيا را بر مى انگيزد ، وجود نظارت به عنوان يك واقعيت خارجى نيست ؛ بلكه توجّه فرد به اين
[١] ر . ك : بخش اوّل ، فصل اوّل : / حيا از منظر آيات و روايات .