رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٩٩
مقايسه مى كنيم «هدف مقايسه» مى گويند . در يك مقايسه ، اگر هدف مقايسه ، در سطح بالاترى باشد ، مقايسه صعودى گفته مى شود و اگر در سطح پايين ترى قرار گيرد ، مقايسه نزولى ناميده مى شود . مقايسه صعودى ، يعنى سنجش وضعيت خود با كسانى كه در موقعيت برترى قرار دارند و مقايسه نزولى ، يعنى سنجش وضعيت خود با كسانى كه در موقعيت پايين ترى قرار دارند. در اين كه بدانيم كدام يك از مقايسه ها رضايت از زندگى را افزايش مى دهد و كدام مقايسه ، آن را مى كاهد ، بايد انواع موضوع يا زمينه مقايسه را نيز مورد توجّه قرار داد . زمينه مقايسه ، انواعى دارد ؛ گاهى مقايسه در «امور مادى» است و گاهى در «امور معنوى» و گاهى در «روابط اجتماعى» [١] . آنچه به بحث ما مربوط مى شود مقايسه اجتماعى با موضوعيت امور مادى است كه بدان مى پردازيم . اگر از مقايسه صعودى در امور مادى استفاده شود ، سطح رضايت از زندگى كاهش مى يابد كه مى توان آن را «مقايسه كاهنده» ناميد . اگر از مقايسه نزولى استفاده شود ، سطح رضايت از زندگى افزايش مى يابد كه «مقايسه افزاينده» ناميده مى شود .
مهارت مقايسه كردن
روشن است كه مقايسه اجتماعى ، نقش حساسى در زندگى دارد و مى تواند به طور مستقيم ، بر سطح رضايت از زندگى تأثير بگذارد . در حقيقت ، شمشير دو لبه اى است كه هم مى تواند «آرامش» ببخشد و هم مى تواند «اضطراب» توليد كند ؛ هم مى تواند موجب «اميد» شود و هم موجب «نااميدى» ؛ هم مى تواند سبب «پويايى» شود و هم سبب «ايستايى» و سرانجام ، هم مى تواند موجب رضايت از زندگى گردد و هم موجب نارضايتى . بنابراين ، نمى توان از كنار آن ساده گذشت . اين جا مسئله ديگرى رخ مى نمايد و آن ، «مهارت مقايسه كردن» است . سؤال اين است كه: ما بايد تابع
[١] در بحث «روابط اجتماعى» بدان خواهيم پرداخت . ر .ك : بخش دوم ، فصل سوم (ص١٩٢) .