شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٤
جزيره عربستان را فرا گرفت و به دنبال جولانگاهى در بيرون از اين سرزمين مىگشت تا آنكه با جنگ تبوك در حقيقت امپراتورى اسلامى را تشكيل داد.
با اين تحول منطقى، اين رهبر خودساخته نيروهايش را از ضعف به قدرت؛ از دفاع به تهاجم و از تهاجم به تعرض سوق داد و به اين ترتيب گوى سبقت را از فرماندهان همه ادوار تاريخ برد. زيرا كه با دست خالى قدرتى بزرگ، همعقيده و يكپارچه را تشكيل داد.
اين نخستين ويژگى فرماندهى پيامبر- عليه افضل الصّلاة والسلام- بود.
ويژگى دوم فرماندهى پيامبر (ص) اين بود كه همه جنگهاى آن حضرت به معناى واقعى كلمه جوانمردانه و شرافتمندانه بودند. مقصود از اين جنگها پشتيبانى از گسترش اسلام و استوارى پايههاى صلح بود. از اين رو حضرتش پيمانى را نشكست، دشمنى را مثله نكرد و افراد ناتوان و يا غير نظامى را نكشت. بدين جهت «اطلاق كشورگشايى اسلامى» بر جنگهاى روزگار آن حضرت تعبير درستى نيست. بلكه درستترين تعبير در اين باره «گسترش اسلام» است. زيرا آن حضرت هيچ سرزمينى را به صرف هدف كشورگشايى نگشود، بلكه هدف، پشتيبانى از آزادى انتشار اسلام و تحكيم پايههاى صلح در نواحى مختلف بود.
اين كار شگفتآور نيست زيرا حضرت محمد (ص) هم فرمانده بود و هم پيامبر، هم بشارت دهنده بود و هم بيم دهنده «وَ داعِياً الَى اللَّهِ وَ سِراجاً مُنيراً.» بسا چنين به اذهان خطور مىكند كه به دليل اندك بودن نيروهاى رزمنده در جنگهاى گذشته به نسبت زيادى شمار و فراوانى سلاحها و تجهيزات جنگهاى امروزى، فرماندهى آن جنگها نسبت به فرماندهى جنگهاى نوين آسانتر بوده است، ولى قضيه برعكس است.
وظيفه فرماندهان روزگاران گذشته به مراتب دشوارتر از كار فرماندهان روزگار كنونى بود. چون در جنگهاى قديم عامل تعيين كننده در سرنوشت جنگ، تسلط و مزيتهاى شخصى فرماندهان بود، در حالى كه در جنگهاى امروزى، فرمانده با كمك شمار زيادى از افسران ستاد كه وى را در مأموريتش كمك مىكنند و بر اجراى فرمانهايش در زمان و مكان مناسب نظارت دارند، بر نيروهاى فراوان خود تسلط مىيابد. همچنان كه از وسايل ارتباطى دقيق مثل دستگاههاى با سيم و بى سيم، رادار، هواپيما، ماهواره و ديگر ابزار