پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٢٢
وَرَدَ عَلَيْكَ شَىْءٌ امَرَ اللهُ بِهِ اخَذْتَ بِهِ وَ اذا وَرَدَ عَلَيْكَ شىْءٌ نَهَى اللهُ عَنْهُ تَرَكْتَهُ» [١] ياد خدا بودن به اين نيست كه سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا الهَ الّا اللهُ وَ اللهُ اكْبَرُ بگويد بلكه ذكرالله به اين است كه ياد خدا باشيد در همه حال به اينكه فرمان خدا را انجام دهى و از آنچه نهى فرموده خود را بازدارى.
چهارم: وَ قِلَّةُ الشَّىْءِ. يعنى كمى مال و مومنين نوعاً كم مال دارند و خدا نمىگذارد مال زياد به دستش بيايد زيرا نمىخواهد آلوده شوند.
يا اباذَرْ! هَمَّ بِالْحَسَنَةِ وَ انْ لَمْ تَعْمِلْها لَكَيْلا تُكْتَبْ مَنَ الغافِلينَ اى ابوذر همتت را براى انجام كارهاى نيك بگمار و نيت كار نيك كن اگرچه آنرا انجام ندهى تا جزو غافلين قرار نگيرى.
مؤمن بايد هميشه زيرك و زرنگ باشد و از هر راهى كه مىتواند براى خود حسنات كسب كند و ثواب جمع آورى نمايد و خداوند نيز آنقدر بزرگوار است كه فرمود: اگر شما قصد كار خوب را كنيد ولى آن را انجام ندهيد، براى شما ثواب در نظر مىگيريم فلذا خوب است انسان نيت كار خير كند بگويد: اى كاش دعا مىخواندم و نماز به جا مىآوردم، ذكر ميگفتم و به برادران ايمانى مساعدت داشتم، زيرا خداوند دوست دارد به عناوين مختلف به يادش باشيم. نيت كار خير كردن يكى از اسباب ياد خدا بودن است. در روايت است كه روزى حضرت رسول ٦ با اصحاب در مسير راه به
[١]- خصال صدوق. ترجمه شده/ ١٤٥.