مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٦٢٥ - ٢٥ حاشيۀ صفحۀ (٤٩) متن كتاب
تلك الابواب التي هي الف الف باب إلّا باب واحد، هذا أوفق لفظا و أدقّ معنى، منه (رحمه اللّه).
[٢٥]: حاشيۀ صفحۀ (٤٩) متن كتاب
بدان كه: وطى دبر معقوده و مملوكه مختلف است ميان اعيان اسلام و ايمان، و مشهور ميان اماميّة جواز است با كراهت [١]، و مالك- از جمله فقهاى اربعۀ عامّه- نيز بر جواز است [٢]، و منقول است از او كه مرتكب آن فعل مىبود و مىگفته است: بر نخوردهام به كسى كه اقتدا در دين توانم كرد كه شك در حلّيت داشته باشد [٣].
و شيخ ابو الفتوح رازى صاحب تفسير [٤]، و قطب راوندى در «لباب» [٥] و سيد ابو المكارم صاحب «بلابل القلاقل» [٦] آن را حرام دانستهاند چنانكه مشهور ميان جمهور اهل سنّت است [٧]، بلكه بعضى از ايشان قائل است به كفر مستحلّ آن [٨].
حتّى آنكه: ملا جامى تلويحا طعنى بر مالك زده است در «بهارستان»؛ و گفته است:
گفت مملوكه به مالك خويش * * * كز قفايش گرفت راه فساد
ترك اين فعل كن كه جايز نيست * * * نزد دينپروران شرع نهاد
گفت خامُش كه شيخ دين مالك * * * به چنين عيش رخصت ما داد
گفت مسكين ز زير او كه خدات * * * در زد و گير مالك اندازاد [٩]
[١] نهاية المرام: ١/ ٥٧.
[٢] تفسير فخر رازى: ٦/ ٧٦، احكام القرآن جصاص: ١/ ٣٥١.
[٣] احكام القرآن جصاص: ١/ ٣٥١ و ٣٥٢، مغنى ابن قدامه: ٧/ ٢٢٥، المجموع: ١٦/ ٤٢٠.
[٤] تفسير ابو الفتوح رازى: ٢/ ٢١٣.
[٥] در مظانّش نيافتيم.
[٦] بلابل القلاقل: ١٣ و ١٤.
[٧] مغنى ابن قدامه: ٢٢٥.
[٨] شرح عقائد نسفى: ٢٤٩.
[٩] بهارستان جامى: ٦٠ و ٦١.