مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٦٠٢ - ٦ حاشيۀ صفحۀ (١١) متن كتاب
و حكايت ابن المقفع و رفقاء او در اين مقام معروف است بين الاعلام [١]، و بسط الكلام در اين مقام محال است بر محالّش از كتب تفسير و سير و كلام، و اللّه العالم، منه (رحمه اللّه).
[٤]: حاشيۀ صفحۀ (٩) متن كتاب
به كسر كاف و لام، كارد كوچك مثل قلمتراش.
حرف نوشته به دل طفل خورد * * * كز لك و نيسان نتواند سترد
منه (رحمه اللّه).
[٥]: حاشيۀ صفحۀ (١١) متن كتاب
ظاهر آن است كه: تفسير ضارّ به نافع قرينه است بر تجوّز در ضارّ، زيرا كه ضرر به معنى حقيقى عين ظلم است، و مراد به آن در اينجا فعلى است كه به حسب ظاهر ضرر مىنمايد و در واقع محض خير است، مانند: امر به قصاص و حصول امراض و آلام هرچند از براى اطفال و مجانين باشد، زيرا كه: در آنها نظام عالم است با كفّارۀ گناه يا رفع درجه، يا نفع والدين و امثال ذلك، و از اين قبيل است قول حق تعالى وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهٰا [٢]، فليتأمّل. منه (رحمه اللّه).
[٦]: حاشيۀ صفحۀ (١١) متن كتاب
از ظاهر اين حديث شريف مستفاد مىشود جواز تكلّم به ما لا يعنى، و سؤال از آن و جواب از آن، و حال آنكه شيخ صدوق (رحمه اللّه) در مجالس روايت كرده است از حضرت امام حسين (عليه السلام) كه: «حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) گذشت بر شخصى كه تكلّم مىنمود به فضول كلام- يعنى: به كلامهاى بيكاره- پس حضرت امير (عليه السلام) برابر او ايستاد و فرمود: «اى
[١] الخرائج و الجرائح: ٢/ ٧١٠ حديث ٥، احتجاج: ٢/ ٣٧٧، بحار الأنوار: ١٧/ ٢١٣ حديث ١٩.
[٢] الشورى (٤٢): ٤٠.