مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٣٥٣ - جواب
اسلام نزد اهل سنّت سيادت مختصّ است به پيغمبر ما و اولاد آن حضرت تا روز قيامت، نظر به قول آن حضرت كه فرموده «أنا سيّد ولد آدم و لا فخر» [١] و به اين سبب حضرت امير (عليه السلام) و اولاد او را كه از غير حضرت فاطمه (عليها السلام) باشد سيد نمىدانند.
و در كتاب «نفحات الأزهار» از حضرت امير (عليه السلام) روايت كرده است كه گفت: «شنيدم از حبيب خود رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) كه مىگفت: «حبيب من جبرئيل بر من فرود آمد، پس گفت: يا محمّد! بدرستى كه از براى هر چيزى سيدى است، پس سيد بشر آدم است، و سيد اولاد آدم توئى، و سيد روم صهيب است، و سيد فارس سلمان است، و سيد حبشه بلال است، و سيد درختان سدر است، و سيد مرغان نسر است، و سيد ماهها ماه رمضان است، و سيد روزها جمعه است، و سيد كلامها لغت عرب است، و سيد لغت عرب قرآن است و سيد قرآن سورۀ بقره است» [٢].
و نزد شيعيان اثناعشريه سيّد عبارت است از: هاشم بن عبد مناف جدّ حضرت رسالت (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) و اولاد او تا قيام قيامت، و احاديث ائمۀ اهل البيت (عليهم السلام) در اين باره خارج از شماره است [٣]، و «أهل البيت أدرى بما فيه» و حديث مذكور منافاتى با اين ندارد، زيرا كه آن حضرت نيز از سادات بلكه اشرف كائنات است، و شايد اهل سنّت به عداوت حضرت امير (عليه السلام) تخصيص به آن حضرت دادهاند با وجود آنكه در حديث متفق عليه ميان اهل سنّت و شيعه از حضرت رسول (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) منقول است كه: آن حضرت خطاب به على (عليه السلام) نموده
[١] سنن ابن ماجه: ٢/ ١٤٤٠ حديث ٤٣٠٨، سنن ترمذى: ٥/ ٢٨٨ حديث ٣١٤٨ (با اندكى اختلاف).
[٢] بحار الانوار: ٦١/ ٣٠، حياة الحيوان دميرى: ٢/ ٣٤٩.
[٣] مراجعه شود به وسائل الشيعة: ٩/ ٢٦٨- ٢٧٩ ابواب ٢٩- ٣٤ و ٥٠٩- ٥١٨ باب ١.