مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٢٥ - جواب
سؤال تنا [٤٥١]:
زنى با مرد اجنبى حرفى زد كه به آن حرف جماعش بر آن شخص حلال شد بدون عقد نكاحى و نه مهرى؟
جواب:
همان زنى است كه نفس خود را به حضرت پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) هبه نمود- چنانكه در قرآن مذكور است [١]- و آن از جملۀ خصائص پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) است به اجماع امت [٢].
سؤال تنب [٤٥٢]:
شخصى زنى را به هزار دينار عقد كرد، پس او را طلاق داد به غير عوض و خلع و شرعا يك هزار و پانصد دينار از آن زن گرفت؟
جواب:
اين در صورتى است كه قبل از طلاق و دخول تمام مهر را به شوهرش بخشيد، پس او را طلاق داده و مستحقّ استرداد نصف مهر نيز گشت.
سؤال تنج [٤٥٣]:
شخصى با زن خود ظهار نمود و چون شروع به دادن كفّاره نمود بر آن زن واجب شد كه كفّارهاى مثل آن بدهد؟
جواب:
اين در صورتى است كه زن نذر كند كه هرگاه شوهرش به او رجوع نمايد به شكرانۀ آن مانند: كفّارۀ ظهار در راه خدا تصدّق نمايد.
سؤال تند [٤٥٤]:
شخصى يك زن خود را طلاق داده و عدّۀ او يك سال شد، و زن ديگرش را طلاق داد و عدّۀ او يك ساعت شد؟
جواب:
عدّۀ زنى كه آزاد و در سنّ من تحيض باشد سه ماه است كه در آن مطلقا حيض نبيند، يا سه قرء است و هر كدام كه سبقت نمود عدّه همان است، و اگر در ماه سيّم طهر حيض ديد بايد تا نه ماه صبر كند، پس اگر حملى ظاهر نشد بايد سه ماه ديگر صبر نمايد كه يك سال شود، بنا بر أشهر و أظهر [٣].
و بعضى گفتهاند كه: شش ماه صبر مىكند كه مجموع پانزده ماه شود [٤]،
[١] احزاب (٣٣): ٥٠، براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به تفسير مجمع البيان: ٥/ ١٥٥ (جزء ٢٢).
[٢] تذكرة الفقهاء: ٢/ ٥٦٧.
[٣] كفاية الاحكام: ٢٠٤، رياض المسائل: ٢/ ١٨٤.
[٤] كفاية الاحكام: ٢٠٥، رياض المسائل: ٢/ ١٨٤.