مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٧٧ - جواب
است [١] و در فطره و كفّاره و كرّ اعتبار قول مشهور است.
و غلّاتى كه زكات در آنها واجب است همين گندم، جو، خرما و مويز است- و در غير اينها واجب نيست، بلكه سنّت است- هرگاه به نصاب مذكور برسند و به كيل و يا وزن به آنها معامله كنند- و در خلال و رطب و انگور و غوره بايد فرض شود كه: هرگاه به حدّ خرما و مويز برسند البتّه به حدّ نصاب يا بيشتر باشند، و غالبا از چهار من انگور يك من مويز مىشود، پس نصاب انگور چهار برابر نصاب مذكور خواهد بود.
و زكات غلّات ده يك است؛ هرگاه به آب باران يا جدول يا قنات يا به ريشه آب خورده باشد، بيست يك است، اگر به دست يا «چرخاب» [٢] يا كشيدن حيوان آب خورده، و اگر به هر دو طريق آب خورد [٣] أغلب اعتبار دارد، و آيا معتبر در غلبۀ مدّت است يا منفعت؟ در آن خلاف است [٤]، و طريق محتاط واضح است، و هرگاه به هر دو طريق به عنوان مساوات آب خورده از نصف آن ده يك، و از نصف ديگر بيست يك دهند، كه از بيست من؛ يك من
عبارت در تمام نسخهها و حجرى همان است كه ذكر شد، و اين اشتباه است، و احتمالا رقم صحيح با محاسبۀ مقدار نصاب به من تبريز در عبارت بوده است كه در تمام نسخهها اشتباها حذف گرديده است، زيرا عددى كه عنوان شده است (سه چارك و ده مثقال) تتمۀ عددى است كه در محاسبۀ نصاب بر اين قول به دست مىآيد.
[١] بر اساس قول ديگر- كه هر رطل را برابر با ٥/ ٦٧ مثقال مىداند- حدّ نصاب زكاة كه ٢٧٠٠ رطل مىباشد، بنابراين قول به اين صورت محاسبه مىشود:
مثقال ١٨٢٢٥٠ ٥/ ٦٧* ٢٧٠٠ و در صورت تبديل به من تبريزى برابر است با: ٢٨٤ من و سه چارك و ده مثقال.
[٢] چرخى كه به قوّۀ آب حركت كند (فرهنگ معين: ١/ ١٢٧٩).
[٣] ج، حجرى: خورده.
[٤] تذكرة الفقهاء: ١/ ٢١٩، قواعد الاحكام: ٥٥، ايضاح الفوائد: ١/ ١٨٣، مدارك الاحكام: ٥/ ١٤٨- ١٥٠.