مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٤٦ - جواب
و جمعى از محققين فرقۀ محقّه بر آنند كه وجود مطلق مشترك لفظى است- هرچند كه بعد از اين؛ تضعيف اشتراك لفظ خواهد آمد- و وجودات متباينند، و واجب الوجود موجود است به محض ذات و صرف حقيقت و هويّت خود بىاعتبار امر ديگر با او، به اين معنى كه ذات واجب كه عبارت از حقيقت و هويّت اوست نه نفس وجود است و نه فرد وجود و نه معروض فرد وجود بلكه حقيقت على حدّه و جدا از ما سوى و نائب مناب فرد وجود است در ترتب آثار، پس صدق حمل موجود بر ذات واجب به خصوصيّت ذات اوست بىملاحظۀ امر ديگر با او، يعنى بىقيام مبدأ موجود به ذات او، مانند حمل ذاتيّات كه بىواسطۀ قيام مبدأ محمول است بر ذات موضوع، به خلاف ذات ممكن كه صدق حمل موجود بر آن به وساطت قيام و عروض حصّهاى از وجود است، چون حمل عرضيّات- كه به واسطۀ قيام مبدأ- محمول است بر ذات موضوع، و بر اين قياس است نسبت ساير صفات حقيقيّه و محمولات انتزاعيه كه منشأ انتزاع و مصداق حمل خصوص ذات واجب و محض هويّت اوست بدون اعتبار امر ديگر، و به اين جواب بر تقدير اتمام اندفاع دليلين ظاهر است كما لا يخفى.
و چون كلام به اين مقام رسد، صوفيه از اثبات وحدت وجود به طريق عقل عاجز شوند، عقل شريف را كه از جملۀ حجج الهيّه است- چنانكه در اخبار بسيار به «اياك آمر و ايّاك أنهى» [١] و «بك اثيب و بك اعاقب» [٢] مخاطب است- از منصب حكومت و حجيّت معزول نموده، و براهين قطعيّۀ او را بىواسطه قدح و جرح معقولى از درجۀ اعتبار و مرتبۀ اقتدار ساقط و هابط دانسته، به تمثيلات سخيفه و تخيّلات ضعيفه و تسجيع عبارات و ترصيع
[١] كافى: ١/ ١٠ حديث ١، بحار الانوار: ١/ ٩٦ حديث ١ و ٤، وسائل الشيعة: ١/ ٣٩ حديث ٦٢.
[٢] عوالى اللئالى: ٤/ ٩٩ حديث ١٤٢، بحار الانوار: ١/ ٩٧ حديث ٩.