مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٤٧ - جواب
استعارات [١] متشبّث گرديده، در هتك استار عقل و نقل اشعار را شعار و لفّاظى را دثار خود ساخته، دست تمسّك بر دامن بىامن كشف و مشاهده زنند، و متشابهات آيات و روايات را شاهد و معاضد خود سازند و گويند:
عارف از ديده گويد و عاقل از شنيده * * * تو را ديديم و يوسف را شنيديم
شنيده كى بود مانند ديده
و شهود را عبارت از رؤيت حق دانند بىحجاب و شيخ ابو سعيد ابو الخير گويد:
نتوان به خدا رسيد در علم و كتاب * * * حجّت نبرد راه به اقليم صواب
در وادى معرفت براهين حكيم * * * چون جادّهاى راه در چراگاه دوابّ [٢]
و شيخ شبسترى در «گلشن راز» گويد:
كسى كو عقل دورانديش دارد * * * بسى سرگشتگى در پيش دارد
ز دورانديشى عقل فضولى * * * يكى شد فلسفى ديگر حلولى
خرد را نيست تاب نور آن روى * * * برو از بهر او چشم ديگر جوى
دو چشم فلسفى چون بود احول * * * ز وحدت ديدن حق شد معطّل
ز نابينائى آمد راه تشبيه * * * ز يك چشم [٣] است ادراكات تنزيه
تناسخ زان [٤] سبب شد كفر و باطل * * * كه آن از تنگ چشمى گشت حاصل
[١] حجرى: اشعارات.
[٢] در ديوان موجود نيافتيم.
توضيح اخيرا ديوان ابو سعيد ابو الخير با مقدمه رحيم چاوش اكبرى به وسيله «نشر محمد» به چاپ رسيده و در مقدمه تصريح شده است كه اين ديوان تمام اشعار ابو سعيد نيست و حتّى به همين مقدار هم اطمينان نداريم از شيخ باشد، و به نسخۀ ديگرى هم دست نيافتيم.
[٣] مصدر: چشمى.
[٤] مصدر: تناسخ ز آن سبب كفر است و باطل.