مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٥٩ - سؤال قعد ١٧٤
شود، و احكام مذكوره نظر به ظاهر شرع است، و واقعا هر كس مكلّف است به آنچه مىداند ميان خود و خدا، پس اگر عروس واقعا اذن بيع داده نمىتواند كه دعوى كند؛ هرچند كه مشترى نتواند اذن را ثابت كند [١] و همچنين هرگاه مشترى داند كه او صاحب است و بدون اذن او بيع شده؛ باغ را ردّ كند هرچند كه عروس نتواند كه اثبات مدعاى خود نمايد [٢].
سؤال قعد [١٧٤]:
اين جانب به نهج شرعى زمين محلّ زراعت خود را بعلاوۀ يك تومان فضّى، و بيلى به شخصى دادهام كه در آن كروم [٣] و اشجار غرس نمايد [٤] و آن را باغ كند و تا سه سال جميع اعمال متعلقۀ باغ را با اخراجات لازمه متحمل شود، و بعد از سه سال باغ مزبور فيما بين اين جانب و آن شخص بالمناصفه باشد، و در سال طاعون قدرى از اشجار و همگى كروم آن را غرس نموده به تقريب طاعون [٥] باغ را گذاشته و فرار نموده و به اين سبب باغ خشك شده و پارسال كروم و پرچين خشك شده را بيرون آورده، مجددا كروم و پرچين گذاشته و اسبار [٦] نكرده و همين آنها را آب داد كه سبز شد، و بايد دو سال ديگر متوجّه اعمال و متوجّه إخراجات باغ مزبور شود، و حال نه متوجّه اعمال مىشود و نه متحمّل اخراجات، و نه از باغ مزبور دست برمىدارد، و دو سال است كه زمين اين جانب را از صلاحيت زراعت انداخته و يك تومان و بيل اين جانب را تلف نموده و مىخواهد كه باغ مزبور را به اين
[١] ه، حجرى: نمايد.
[٢] ه: كند.
[٣] يعنى: درختان انگور (لغتنامۀ دهخدا: ٣٩/ ٤٨٥).
[٤] ه: نموده.
[٥] يعنى: با نزديك شدن مرض طاعون.
[٦] ظاهرا «اسبار» به معنى بيل زدن و كندن علفهاى هرز و كارهائى كه موجب تقويت زراعت يا درخت مىشود مانند وجين كردن مىباشد.