ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - با همهء اين تلخىها و ناگواريها ، اى خداى بزرگ دهان از سپاس تو نخواهم بست
موجب شده است بعضىها بگويند كه با عدالت خداوندى سازگار نيست ، اغلب فلاسفه و حكماء مطرح كردهاند . براى پاسخ به اين مسئله بعضىها گفتهاند : وجود نقص و شر در جهان طبيعت در مقابل كمال و خير بسيار اندك است و وجود نقص و شر اندك در مقابل خير كثير اشكالى ندارد . اين پاسخ با حكم عقل و منابع اسلامى به اين كه امكان ندارد از خداوند كه خير محض و كمال مطلق است شر و نقصى بوجود بيايد اگر چه بسيار بسيار اندك باشد ، مخصوصا با نظر به اين كه در دو مفهوم نقص و شر ناشايستگى وجود دارد كه اسناد آن بخدا غلط است و خطاى بزرگست . پاسخ ديگر به اين مسئله اينست كه نقص و شر امور عدمى هستند و امور عدمى متعلق جعل و خلقت خداوندى نيستند ، بلكه آنچه كه مجعول و مخلوق خداونديست موجوداتست ، يا آنچه كه مقتضاى فياضيت الهى است وجود است و خود وجود در هر نشئه و قلمروى باشد خير است ، و اما نقص و شر خواص محدود ماهيات است كه امور عدمى مى باشند . اين پاسخ مبتنى بر يك تحليل عقلانى و ذهنى است كه بر فرض صحت آن ، استناد نقص و شر را كه بوسيلهء حس و عقل قابل درك مى باشند ، بر خداوند منتفى نمى سازد ، زيرا با يك عبارت كاملا ساده اگر جهان طبيعت نبود ، شر و نقصى هم وجود نداشت و وجود اين طبيعت مستند بخدا و قوانينى است كه او در طبيعت بجريان انداخته است .
[١] بنظر مى رسد كه پاسخ حقيقى به مسئله نقصها و شرور بدون حل مسئلهء « حيات محورى » امكان پذير نخواهد بود . توضيح اين پاسخ چنين است كه اگر بر فرض محال يا بر فرض بعيد ، هم اكنون خبرى صحيح بما برسد كه همهء كهكشانها و كازارهاى كيهانى به تلاطم افتاده و در حركت خود تغييرات و دگرگونيها داده و همهء وضع منظم كيهانى برهم خورده است ، ولى ضمنا اين خبر را هم بدهند كه هيچ جاندارى در اين تلاطمها و انقلابات و دگرگونىها
[١] البته احتياج به گفتگو ندارد كه اين مسائل مربوط به نقص و شر غير اختيارى است ، مانند زلزلهها ، بيماريها ، نقص اعضاء مادرزاد و آتشفشانىها و غير ذلك .