ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
محرم اين اسرار الهى باشد و لحظاتى با او بگفتگو بنشينم .
< شعر > بر لبش قفل است و در دل رازها لب خموش و دل پر از آوازها عارفان كه جام حق نوشيده اند رازها دانسته و پوشيده اند هر كه را اسرار حق آموختند مهر كردند و لبانش دوختند < / شعر > ٨٧ - و أنّ للإسلام غاية فانتهوا الى غايته و اخرجوا الى اللَّه بما افترض عليكم من حقّه و بيّن لكم من وظائفه . انا شهيد لكم و حجيج يوم القيامة عنكم [١] ( براى اسلام غايتى است اعلا ، حركت كنيد و بآن غايت اعلا برسيد ، با انجام تكاليفى كه خداوند براى شما بطور آشكار مقرر فرموده است ، رو بخدا برويد .
من شاهد شما و در روز قيامت از طرف شما انسانهاى مخلص در انجام وظيفه حجت خواهم آورد ) .
على ( ع ) شاهد است ، يك اصل بسيار مهم است كه يك بعد آن عبارت از معيار و ميزان بودن آن حضرت است در بارهء سعادتها و شقاوتها [ على ميزان الاعمال ] است .
< شعر > تو ترازوى احد خو بوده اى بل زبانهء هر ترازو بوده اى باز باش اى باب رحمت تا ابد بارگاه ما له كفوا احد باز باش اى باب بر جوياى باب تا رسند از تو قشور اندر لباب < / شعر > و بعد ديگر شاهد بودن فرزند ابي طالب ( ع ) عبارتست از دريافت كنندهء واقعياتى كه بر انسانها گذشته و او منعكس كنندهء راستين همهء نيتها و گفتارها و كردارهاى آنان ميباشد . ديگر اين كه مى گويد : من از طرف شما انسانهاى مخلص در انجام وظيفه حجت خواهم آورد ، معناى اين جمله اينست كه فرزند ابي طالب ( ع ) حقيقت مسئوليتها و ملاك واقعى پذيرش انجام وظائف و نتايج و لوازم آنها را كاملا ميداند . بلى ، چنين است ، زيرا كسى كه رابطه ميان خود
[١] خطبهء ١٧٤ ص ١١٢ .