ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤١ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
مگر اين كه خود آنان تغييراتى در خود ايجاد كنند ) و اگر بر حماقتها و تبهكاريهاى خود ادامه بدهند و خود را از ديدن حق نابينا سازند ، من مأمور تباه كردن خود در حسرت سيه روزيهاى آنان نيستم ) .
٨٠ - و سأمسك الأمر ما استمسك و إذا لم اجد بدّا فاخر الدّواء الكىّ [١] ( من به اين امر زمامدارى مادامى كه قابل حفظ و نگهداريست پافشارى خواهم كرد و اگر چاره اى نماند و همهء امكانات منتفى شد ، اقدام نهائى را كه پيكار است خواهم نمود ، چنانكه پس از يأس از هرگونه دوا نوبت داغ كردن مى رسد ) .
تا قدرت دارم از انجام اين وظيفهء بزرگ كه بار سنگينى بر دوش من است سرباز نخواهم زد .
من زمامدارى را بعنوان عامل لذت نپذيرفتهام ، من اين وظيفهء جانكاه را براى اشباع تمايلات خودخواهى متصدى نشدهام كه در آن هنگام كه مشقت بار و دردآگين شود ، آنرا رها بسازم و لذت ديگرى را دنبال كنم . اين وظيفه و تكليف است كه با جان آدمى سرشته است . و اگر تاب و توان خود را از دست دادم ، و نتوانستم منطق رشد و كمال را كه اختيار جوهر آنست ، باين مردم قابل درك بسازم ، براى حفظ حقوق جانهاى ديگر انسانها دست بشمشير خواهم برد .
٨١ - انّ هؤلاء القوم قد تمالأ و على سخطة امارتى و سأصبر ما لم اخف على جماعتكم فأنّهم ان تمّموا على فيالة هذا الرّأى انقطع نظام المسلمين [٢] ( اين مردم اتفاق بر كينه توزى با زمامدارى من نمودهاند . من باين شقاوتها و كينه توزيها صبر خواهم كرد مادامى كه از اختلال اجتماع نترسم ، زيرا اگر آنان سستى در رأى من ببينند و بر مبناى آن حركت كنند نظام اجتماعى مسلمانان از هم خواهد گسيخت ) .
[١] خطبهء ١٦٦ ص ٩٩ .
[٢] خطبهء ١٦٧ ص ١٠٠ .