ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٥ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
پروردگارا تو مى دانى كه اولين رهرو كوى تو من بودهام و از اين راه هرگز منحرف نشدهام ، در اين راه تنها پيامبرت بود كه بر من سبقت داشته است .
٦٧ - لم تكن بيعتكم ايّاى فلتة و ليس امرى و امركم واحدا انّى اريدكم للَّه و أنتم تريدونى لأنفسكم [١] ( بيعتى كه با من كردهايد امرى ناگهانى نبوده است ، امر من و امر شما ( موقعيت و هدف حيات و نگرش من به انسان و جهان با شما ) يكى نيست . من شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى اشباع تمايلات خودتان مى خواهيد ) .
با كمال هشيارى و اختيار و عشق بر من بيعت كردهايد ، بهانه مياوريد و خود را فريب ندهيد . اصل مخالفت من با شما در يك اصل اساسى است : من شما را جلوه گاه مشيت خداوندى مى دانم . و شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى اشباع تمايلات خودتان مى خواهيد .
٦٨ - ايّها النّاس اعينونى على انفسكم و ايم اللَّه لأنصفنّ المظلوم من ظالمه و لأقودنّ الظَّالم بخزامته حتّى اورده منهل الحقّ و إن كان كارها [٢] ( اى مردم مرا براى شناخت و سازندگى در بارهء خودتان كمك كنيد . سوگند بخدا داد مظلوم را از ظالمش خواهم گرفت و من از حلقهء بينى ستمكار گرفته و او را كشان كشان به منبع حق خواهم راند ، اگر چه حق را نخواهد ) .
چرا ايستادهايد و در انتظار چه معجزه اى بسر مى بريد شما براى اصلاح وضعتان ياور من باشيد و ببينيد چگونه ستمكاران را كشان كشان به كيفر خود مى رسانم و داد مظلومان را از آنان مى گيرم و حق را بآنان نشان مى دهم .
٦٩ - و اللَّه ما انكروا علىّ منكرا و لا جعلوا بينى و بينهم نصفا و أنّهم ليطلبون حقّا هم تركوه و دماهم سفكوه [٣] ( سوگند بخدا ، آنان نتوانسته اند
[١] خطبهء ١٣٤ ص ٢٦ .
[٢] خطبهء ١٣٤ ص ٢٦ .
[٣] خطبهء ١٣٥ ص ٢٧ .