ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٠ - نوع دوم - مقاومتى كه از تقويت و تشديد يك يا چند مختص روانى طبيعى بوجود آمده تعليم و تربيت را از اثر مى اندازد
نوع دوم - مقاومتى كه از تقويت و تشديد يك يا چند مختص روانى طبيعى بوجود آمده تعليم و تربيت را از اثر مى اندازد با نظر به شرط اصلى تأثير تعليم و تربيت كه عبارتست از سالم بودن از اختلالات ناشى از فعاليت افراطى يك يا چند مختص روانى طبيعى ، ترديدى نيست كه با اشتغال درون با چنان فعاليتهاى مختل كننده ، تأثير تعليم و تربيت با مشكلات مواجه شده و گاهى تا حد صفر تنزل پيدا مى كند . بعنوان مثال : اگر لذت جوئى كه يكى از مختصات روانى طبيعى است ، بيش از اندازهء قانونى خود تشديد و تقويت گردد ، روان انسانى از پذيرش ديگر واقعيات بوسيلهء تعليم و تربيت ، امتناع خواهد نمود ، زيرا فرض اينست كه روان لذت جويى را كه بعنوان « آن چنانكه بايد » پذيرفته و همهء سطوح آن را اشغال نموده و هر حقيقت و واقعيتى كه پيش بيايد بعنوان عوامل يا موانع لذت تلقى خواهد نمود همچنين است مختص برترى جوئى ، يا احساس حقارت كه در صورت شدت فعاليت هر يك از آن دو در درون آدمى ، هيچ حقيقت و واقعيتى بمقتضاى طبيعت قانونى خود نخواهد توانست بوسيلهء تعليم و تربيت به درون انسان منتقل گشته و تأثير واقعى خود را بوجود بياورد . متأسفانه بهداشت و سلامت روانى غالب مردم از دوران كودكى چنان مورد اهميت قرار نمى گيرد كه همهء استعدادها و مختصات روانى طبيعى آنان بطور متعادل و هماهنگ رشد نموده و در مجراى تعليم و تربيت به نتايج عالى برسد . از طرف ديگر محدوديت استعدادهاى به فعليت رسيده در فرزندان ما خود يكى از عوامل مقاومت در برابر تعليم و تربيتهاى عالىتر مى باشد . امروزه در جوامع ماشينى و دنباله روهاى آن جوامع ، مقدارى بسيار محدود از استعدادهاى مردم به فعليت مى رسد ، مانند استعداد نظم جوئى ، مبادله گرائى در تمامى شئون زندگى ، تخصصگرائى افراطى كه به حذف اهميت ديگر شئون حياتى مردم منجر مى شود . تكيه و فشار شديد زندگى ماشينى به بارور كردن اين استعدادهاى محدود ، موجب مى شود