ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - معاد و آخرت در پيش است
ظرفيت و قدرت بوجود آوردن عكس العملها و نتايج عدالت على بن ابي طالب و ديگر دادگران تاريخ را ندارد . بنا بر اين ، بطور حتم بايد يك روز محاسبه اى وجود داشته باشد كه اين گونه شئون زندگى بشرى را حساب نموده و عكس العملها و نتايج آنها را تحقق ببخشد .
دليل سوم - اشباع نشدن استعدادهاى عالى بشرى در اين دنيا . آدمى در حال كمال اعتدال روانى بخوبى احساس مى كند كه اشتياق شديد دارد باين كه به فهم و درك همهء جهان هستى نائل شود ، ولى امكان پذير نيست .
اشتياق شديد دارد باين كه آرزوها و اميدهاى او بطور عموم بر آورده شود ، ولى مى بيند برآورده شدن آرزوها و اميدها بطور عموم امكان ناپذير است .
همچنين اشتياق مؤكد دارد باين كه همهء احساسات عالى او اشباع شود و اراده هائى كه در درونش موج مى زنند به مقصد برسند ، همهء ابعاد عقل و شعور او به فعليت برسند . اين اشتياقها خيالات و پندارهاى واهى و بىاساس نيست بلكه از اعماق جان او بر مى آيند و لحظاتى او را بخود مشغول مى دارند ، سپس يا بجهت بروز عوامل جبرى زندگى آن امواج در درون او فرو مى نشينند و يا بجهت توجه به امكان ناپذير بودن آن خواستههاى عالى با نوعى از يأس و نوميدى راه خود را پيش مى گيرند . ولى بهر حال اشتياق به امورى كه متذكر شديم ، واقعا جدى است . اگر جهان ديگرى وجود نداشته باشد كه اين اشتياقها عملى شوند ، يعنى اگر بشر يقين داشت كه اين اشتياقهاى او خيالات و اوهام پوچ و باطل است ، در همان دورانهاى ابتدائى زندگى در كرهء خاكى بفراموشى مى سپرد و در درون او پديده هائى بنام آن اشتياقها نمى جوشيد .
دليل چهارم - كه براى خداشناسان داراى اهميت اصلى مى باشد ، بر دو دليل عمده تقسيم مى گردد : الف - حكم عقل قطعى و بديهى كه خداوند حكيم مطلق جهان و انسان را بدون حكمت و علت نيافريده است . مقتضاى فيض الهى او بوجود آمدن خيرات