ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - معاد و آخرت در پيش است
است احساس و شهود نمايد . براى كسى كه نمى تواند يا نمى خواهد از امواج حيات طبيعى محض خود را نجات دهد و به اعماق شخصيت خود بنگرد ، اين احساس براى وى نامفهوم است . اين احساس يا بطور مستقل ابديت شخصيت را اثبات مى كند ، يا بضميمهء نوع يكم كه مطرح نموديم .
دليل دوم - يك توجه عميق و همه جانبه در سرگذشت بشرى و فعاليتها و نمودهاى متنوع زندگى او كه بدون قبول يك روز نهائى كه همهء فعاليتها و نمودهاى متنوع زندگى انسانها را تحت محاسبهء دقيق قرار بدهد قابل تفسير و توضيح نمى باشند . بعنوان مثال ظلم و ستمهائى كه در اين دنيا بوسيلهء قدرتمندان تبهكار ، انسانهاى ناتوان را از پاى در مى آورد ، و آن ستمكاران به مجازات كامل خود نمى رسند اين يك مسئلهء فوق العاده با اهميتى است كه خود محورى و عشق به حيات طبيعى محض از درك آن عاجز و ناتوان است .
ولى انسانهاى رشد يافته اى كه اين مناظر هولناك و رقتبار را با بيطرفى كامل و با نظر به حكومت مطلقهء قانون « عليت » در جهان هستى يا حكومت مطلقهء قانون عمل و عكس العمل در تمام شئون كارگاه منظم خلقت ، تماشا نموده و آنرا دقيقا مورد بررسى قرار مى دهند ، ضرورت روز محاسبهء نهائى و تحقق عكس العمل آن ظلم و ستمها را بديهىتر از آن مى بينند كه احتياجى به اثباب داشته باشد . همچنين عدالت و دادگريهائى را كه انسانهاى كمال يافته انجام مى دهند ، و هيچگونه پاداشى منظور نمى كنند ، مانند پيامبران و اوصياء و اولياء اللَّه و ديگر رادمردان دادگر كه بدون كمترين توقع پاداش تجسمى از جوهر عدالت و لطف مى باشند ، با هيچ محاسبه اى در زندگى طبيعى محض قابل تفسير و خاتمه يافتن نيست . بعنوان مثال شئون زندگى امير المؤمنين عليه السلام و عدالت شگفتانگيز او را كه در نظر مى گيريم ، با هيچ محاسبهء طبيعى قابل توجيه نمى باشد . و چنانكه اين جهان هستى كه ما در آن زندگى مى كنيم ظرفيت و توانائى بوجود آوردن عكس العمل و نتايج ستمكاريها را ندارد ، همچنان