ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٨ - زمان بسيار سريع مى گذرد ، ولى نگاه ما باين حركت سريع از فاصلهء بسيار زياد است كه حركت سريع را كند نمايش مى دهد
از دست نداده بود ، از وى پرسيدم ساليان گذشتهء عمر خود را چگونه درك مى كنيد او پلكهاى چشمش را رويهم گذاشت و فورا باز كرد و گفت : « چنين چيزى » و با « چنين سرعتى » .
اشتغال مغز معمولا به پديدههاى درونى و برونى در حال سكون بيشتر و طبيعىتر از اشتغال به حركتها است ، حتى اگر فرض كنيم مانند كارگرى باشيم كه صبح تا شام با حركتهاى طولى يا دورى ماشينآلات يك كارگاه در تماس باشد و همواره ديدگاه او اجسام در حال تحرك بوده باشد ، و مانند كسى باشيم كه دائما در كنار جوئى نشسته است كه آب جارى از آن مى گذرد ، با اين فرض نيز يك مفهوم ثابت از آن حركتها كه دائما روياروى ما است در ذهن ما منعكس مى شود و خود حركت در درون ما قابل لمس تحققى نمى باشد . نمى خواهيم بگوئيم : ما نمى توانيم حركت را درك كنيم ، بلكه مى گوئيم : مفهوم انتزاعى از حركت غير از خود حركت است ، و آنچه را كه ما در مغز خود در مى يابيم ، مفهوم انتزاعى حركت مى باشد [١] . بنا بر اين ، درك ما هم در بارهء گذشت زمان بر زندگى ما ، غالبا درك يك مفهوم انتزاعى است نه واقعيت آن . اگر بتوانيم با يك درون بينى دقيق گذشت زمان را نظاره كنيم ، خواهيم ديد : ارتباط ما با محسوسات پهناور و بسيار متنوع است كه آنها را بطور ناخودآگاه يكى پس از ديگرى قرار داده گمان مى كنيم كشش زمان همين حوادث و رويدادها و محسوسات است كه ما بطور تصنعى يكى پس از ديگرى بر نهادهايم چند آيه در قرآن مجيد مى فرمايد : مردم در روز قيامت خواهند فهميد كه ( وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ) [١] ( گويا آنان در دنيا توقف ننمودهاند ، مگر ساعتى از روز را ، ) نكتهء اين كه مى فرمايد : ساعتى از روز را كاملا روشن است ،
[١] مسائل متعدد و متنوعى در بارهء درك حركت از نظر ذهنى و روانى و فلسفى وجود دارد كه از دائرهء بحث فعلى ما بيرون است .
[١] مسائل متعدد و متنوعى در بارهء درك حركت از نظر ذهنى و روانى و فلسفى وجود دارد كه از دائرهء بحث فعلى ما بيرون است .