ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣١ - حاكميت خداوندى يعنى چه
چنين است كه خداوند متعال بذرهاى خير و كمال را در نهاد انسانها كاشته و بوسيلهء عقل و وجدان و پيامبران عظام ، رويانيدن و به فعليت رساندن آن بذرها را از انسانها مى خواهد .
٣ - همهء ما مى دانيم كه گروهى از پيشتازان معرفت بشرى از اين حقيقت كه زمامداران بايد از حكماى راستين بوده باشند بطور جدى طرفدارى كردهاند .
از چشمگيرترين پيشتازانى كه اين حقيقت را مطرح كردهاند ، افلاطون الهى است كه در كتاب « جمهوريت » در گفتگوئى ميان سقراط و غلوكون چنين مى گويد : س - ما ميان فلاسفهء حقيقى و دجالهاى فيلسوف نما فرق گذاشتهايم - روشن است كه گروه اول ( فلاسفه حقيقى ) هستند كه بايد به حكومت و زمامدارى انتخاب شوند . اكنون مقدارى از امتيازات فلسفهء حقيقى را بيان مى كنيم : ١ - رغبت و تمايل شعله ور براى شناخت همهء واقعيات اصيل .
٢ - عداوت و خصومت با دروغ و محبت حقيقى به صدق و خلوص .
٣ - پست شمردن لذات جسمانى .
٤ - بىاعتنائى به مال و ثروت .
٥ - علو ادراكات و آزادى انديشه .
٦ - عدالت و اخلاق لطيف .
٧ - سرعت انتقال در خاطرات و قدرت و يادآورى محفوظات .
٨ - فطرت منظم و قانونى . [١] اگر ما در اين اوصاف بسيار عالى انسانى كه براى زمامدار شرط اساسى مى باشند ، دقت كنيم ، خواهيم ديد حاكميت چنين اشخاص در حقيقت ، حاكميت نمايندگان خداوندى در روى زمين است . اين يك نظريهء فرسوده در گذرگاه قرون و اعصار نيست ، بلكه حقيقتى است كه براى هر محقق روشنفكر و روشن ضمير ( نه تحقيق فروشان حرفه اى ) كه مسئلهء حاكميت را جدى و همه جانبه و
[١] - جمهوريت - افلاطون - ترجمهء حنا خباز ، ص ١٥٢ .