ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧١ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
كه ما خاندان عصمت و طهارت از سرمايه اى كه خدا بما داده است ، بهره بردارى نموده با تكاپو و تلاش آزادانه مشغول در نورديدن مسير حق و حقيقتيم ، ما كه گفتهايم : پروردگارا ، ما بندهء تو هستيم بر اين اعتقاد تا آخرين لحظات زندگى پاى بنديم ، اگر امتيازاتى در ما مى بينيد ، از اين جهت است كه :
< شعر > چون ز خود رستى همه برهان شدى چون كه گفتى بندهام سلطان شدى < / شعر > آرى اركند بنده بندگى كار آفريننده ميكند ١٢١ - ما كذبت و لا كذّبت و لا ضللت و لا ضلّ بى [١] ( دروغ نگفتهام و از طرف حق و حقيقت تكذيب نشدهام ، نه گمراه شدهام و نه كسى بوسيلهء من به ضلالت افتاده است ) .
انسان آگاه از محاسبهء دقيق پشت پردهء زندگى ، و دروغگوئى انسان آگاه از عظمت و جديت ارتباط با واقعيات ، و ابراز خلاف واقع انسان آگاه از عشق سوزان روح به صدق و صفا ، و دروغ پردازى خداى را سپاسگزارم كه هرگز از جادهء حق منحرف نشدهام تا كسى را به انحراف بكشانم .
١٢٢ - و اللَّه لدنياكم هذه اهون فى عينى من عراق خنزير فى يد مجذوم [٢] ( سوگند بخدا ، اين دنياى شما در چشم من از رگ [ يا روده ] خوكى در دست مبتلا به بيمارى جذام پستتر است ) .
آن مال و منال دنيا و آن جاه و مقامى كه شما را بخود جلب كرده است مى دانيد كه خود باختگى است و اين خود باختگى و پرستش مقام با روح شما چه مى كند جنايتى كه مال و منال و جاه و مقام پرستى بروح وارد مى سازد ، همان زهر قتال است كه حيات انسانى را تباه مى سازد . اگر علاقه به سلامت روح خود داريد اگر عظمتها و اعتلاهاى روح را درك كردهايد ، نگذاريد اين
[١] شمارهء ١٨٥ كلمات قصار ص ١٩٥ .
[٢] شمارهء ٢٣٦ كلمات قصار ص ٢٠٥ .