ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٠ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
آگاهان از شخصيت امير المؤمنين عليه السلام محبوبيت او بر مبناى حب معقول است ، لذا بغض او مانند بغض با خدا است كه براى مؤمنين امكان پذير نيست چنانكه بغض ورزيدن با على بن ابي طالبى كه در درجات عالى از جلوههاى صفات خداونديست ، جز بغض با همان صفات نيست اگر چه ناآگاهانه باشد ، منافق پليد نه با صفات الهى رابطه اى دارد و نه مى تواند در بارهء آنها دركى داشته باشد ، بلكه چون جريان آن صفات را به ضرر خود مى بيند ، حالت فرار از آنها هم خواهد داشت .
١١٩ - و قال عليه السّلام لرجل أفرط فى الثّناء عليه و كان له متّهما : انا دون ما تقول و فوق ما فى نفسك [١] ( در بارهء كسى كه نزد آن حضرت متهم بود در سپاسگذارى به آن حضرت افراط كرد ، حضرت فرمود : من كمتر از آنم كه ميگوئى ، و بالاتر از آنم كه در درون خود در بارهء من مخفى داشته اى ) .
تو هم اى منافق خود سوز ، زبابت چيزى را مى گويد كه دلت مخالف آن است ، برو اين درد مهلك را كه جان ترا به تباهى خواهد كشيد مداوا كن ، اگر چه ناتوانتر از آن هستى كه درد بودن اين نفاق را بفهمى تا در صدد مداوايش بر آيى . آن انسان كه زبان و دل او بر ضد هم حركت ميكنند ، جان خود را مى درد و متلاشى ميكند و گمان ميكند كه در برابر واقعيتها موضعگيرى ماهرانه اى بدست آورده است ١٢٠ - نحن النّمرقة الوسطى ، بها يلحق التّالى و اليها يرجع الغالى [٢] ( مائيم تكيه گاه متوسط و معتدل ، عقب مانده بايد بسوى آن برگردد و غلو كننده بايد بآن رجوع نمايد ) .
در بارهء ما دودمان عصمت به افراط و تفريط دچار نشويد ، جز اين نيست
[١] شمارهء ٨٣ كلمات قصار ص ١٦٨ .
[٢] شمارهء ١٠٩ كلمات قصار ص ١٧٦ .