ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
نمودند . شما كه مى خواهيد اين حقيقت را كتمان كنيد ، آيا مى دانيد كه كتمان خويشتن از قضاوت وجدان احمقانه ترين كاريست كه در بارهء خود روا مى داريد من در اين دنيا شما را به محكمهء وجدانتان دعوت ميكنم و در آخرت به محكمهء آن دادستان دادگر مطلق كه خود شاهد اين انحراف پليد شما است .
١١٥ - أنّى و اللَّه و لو لقيتهم واحدا و هم طلاع الأرض كلَّها ما باليت و لا استوحشت و أنّى من ضلالهم الَّذى هم فيه و الهدى الَّذى انا عليه لعلى بصيرة من نفسى و يقين من ربّى و أنّى الى لقاء اللَّه لمشتاق و حسن ثوابه لمنتظر راج و لكنّنى آسى ان يلي أمر هذه الأمّة سفهاؤها و فجّارها فيتّخذوا مال اللَّه دولا و عباده خولا و الصّالحين حربا و الفاسقين حزبا [١] ( سوگند بخدا ، اگر به تنهائى با همهء آنان در حالى كه روى زمين را پر كرده باشند ، روياروى شوم ، نه باكى بخود راه مى دهم و نه وحشتى خواهم داشت . من به گمراهى آنان كه در آن غوطه ورند و به هدايتى كه خود بر آن حركت ميكنم ، بينائى درونى و يقينى از پروردگارم دارم و من به ديدار خداوندى مشتاق و به پاداش نيكويش منتظر و اميدوارم ، ولى از آن رنج مى برم كه زمام امور اين امت را احمقان و منحرفين مردم بدست بگيرند و مال خداوندى را براى خود دولت و بندگان او را بردههاى خود بسازند و با صلحاى اين امت به پيكار بر خيزند و با فساق آنان هم گروه گردند ) .
من نه تنها يقين به صحت و الهى بودن راهى دارم كه خود پيش گرفتهام ، بلكه به انحراف شما از صراط مستقيم نيز همان يقين را دارم كه مى بينم . من آن مشتاق بيقرار ديدار خداوندى هستم كه اگر مشيت خداوندى بر ادامهء زندگى من تا وقت معين ، در اين دنيا تعلق نداشت ، لحظه اى در اين دنيا توقف نمى كردم :
[١] نامهء ٦٢ به مصر بوسيلهء مالك اشتر ص ١٣١ و ١٣٢ .