ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٦ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
آن قدرتمندان « چيزها » محسوب ميشوند . من انسانم و شما را هم انسان مى دانم و رابطهء ما با شما حقيقتى است كه رابطهء انسان با انسان ناميده مى شود ، نه رابطهء حيوان درنده با شكارش . اين ارتباط الهى همهء ما را در فرو رفتن در امواج حق مشترك نموده است .
هيچ اصلى اصيلتر از اين حقيقت وجود ندارد كه براى فرزندان آدم هيچ اشتراك و اتحاد واقعى جز در « حيات معقول » وجود ندارد ، آن « حيات معقول » كه تكاپو در راه حق عنصر اساسى آنست .
١١٤ - امّا بعد ، فقد علمتما و أن كتمتما انّى لم ارد النّاس حتّى ارادونى و لم ابايعهم حتّى بايعونى و أنّكما ممّن ارادنى و بايعنى و أنّ العامّة لم تبايعنى لسلطان غالب و لا لعرض حاضر فإن كنتما بايعتمانى طائعين فارجعا و توبا الى اللَّه من قريب و أن كنتما بايعتمانى كارهين فقد جعلتما لى عليكما السّبيل بأظهار كما الطَّاعة و اسراركما المعصية . . .
[١] ( پس از حمد و ثناى خداوندى ، شما دو نفر ( طلحه و زبير ) قطعا مى دانيد اگر چه علم خود را مى پوشانيد : اين كه من دنبال مردم نرفتهام كه بر من بيعت كنند ، اين مردم بودند كه ارادهء بيعت با من نموده و بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه مرا خواستند و بيعت نمودند و شما مى دانيد كه عموم مردم بدانجهت با من بيعت نكردند كه سلطهء پيروزمندانه اى داشتم ، يا از متاع موجود دنيا برخوردار بودم . اگر شما از روى اختيار با من بيعت كردهايد ، برگرديد و بزودى بخدا توبه كنيد و اگر بيعت شما با من از روى اكراه بوده است ، شما براى من راهى به محكوميت واقعى خود باز كردهايد كه اطاعت از من را آشكار و معصيت بمن را مخفى داشتهايد ) .
آرى ، اى طلحه و زبير ، شما بهتر از همه مى دانيد كه بدون كمترين مقدمه - چينى و اقدام و تمايل ، مردم براى بيعت با من ، ازدحام كردند و مرا انتخاب
[١] نامه ٥٤ به طلحه و زبير ص ١٢٢ .