ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٣ - علت اساسى سقوط تمدنها
لذت براى او با اهميت جلوه مى كند ، در جريان ارتباط با طبيعت و انسانها و رويدادهاى گوناگون ، عوامل لذت پيرامون او را فرا مى گيرد ، در مطالعاتى كه مى كند با فلسفهء اپيكور آشنا مى شود ، مقدمات كتاب اصول قوانين بنتام هم كه در بارهء لذت و الم بحث مشروحى دارد سطوح روانى او را اشغال مى نمايد . تدريجا پديدهء لذت جوئى بصورت يك عامل فعال در سطوح روانى او دست بكار مى گردد . اهميت اين لذتجوئى در درون شخص مفروض گاهى بقدرى شدت پيدا مى كند كه فرماندهى شخصيت را در هر دو بعد معرفتى و عملى بدست مى گيرد . و بطور ملموس يا غير ملموس دست بكار مى شود .
مسلم است كه چنين شخصى نه تنها در تفسير تمدنها پديدهء لذتجوئى را بعنوان عامل اساسى معرفى خواهد كرد ، بلكه طبيعت آدمى را با همين پديده تفسير خواهد نمود . همچنين است سودجوئى و خودخواهى كه امثال توماس هابس و ماكياولى را به خود جلب كرده عينك خاصى را به چشمان آن دو زده است كه هرگز آن را كنار نخواهند گذاشت ، مگر پيشآمدهاى محاسبه نشده اى كه گاهى سر راه متفكران را مى گيرد و مسيرشان را عوض مى كند ، مانند تغيير مسير فلسفى كه اوگوست كنت بجهت عشقى كه به كلوتلد دووو پيدا كرد و نرمش و ظرافت مخصوصى در بينشهاى فلسفى او بوجود آورد . همچنين تغيير مسير حكيم سنائى غزنوى و دهها امثال اينان .
عامل دوم - پذيرش از محيط و اجتماع - ايدهها و عقايدى كه فضاى جامعه اى را فرا گرفته است ، اين ايدهها و عقايد كه از نمودهاى درون ذات است ، معمولا افراد جامعه را تحت سلطهء خود مى گيرد و در هر دو شكل ملموس و غير ملموس در معرفت و عمل افراد تأثير مى گذارد . البته اين عامل بطور مطلق محكوم نيست ، بلكه اگر از طرف ناظر مايه گذارى و تشديد نشود ، و قدرت درست انديشيدن را از ناظر نگيرد ، بالاخره نه تنها ضررى به واقع جوئى و واقعيابى نمى زند ، بلكه مفيد و سازنده هم مى باشد .