ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٠ - عمرو بن عاص كيست و چه كرده است
تاريخىاش معروف شده است ، نقل مى كنيم : « هنگامى كه على بن ابي طالب ( ع ) پس از خوابانيدن غائلهء بصره به كوفه وارد شد نامه اى به معاويه نوشت و آن را بوسيلهء جرير بن عبد اللَّه البجلى به معاويه در شام فرستاد . معاويه نامه را خواند و بجهت محتويات نامه اندوهگين شد . اين نامه افكار معاويه را پراكنده ساخت ، براى پاسخ نامه از جرير مهلت خواست تا با گروهى از اهل شام در بارهء خون عثمان صحبت كرد و آنان نيز پاسخ مثبت و اطمينان به معاويه دادند كه او را يارى خواهند كرد . معاويه مى خواست كمك و اطمينان بيشترى براى وصول به هدف خود دست بياورد ، با برادرش عتبة بن ابى سفيان مشورت نمود عتبه در پاسخ ، عمرو بن العاص را به معاويه توصيه كرد و گفت : هشيارى و حيله گرى و نظر دادنهاى عمرو را مى دانى . وى در دوران زندگى عثمان از او كناره گيرى كرد ، بدون ترديد از تو بيشتر كناره گيرى خواهد كرد ، مگر اين كه قيمت دين او را بپردازى و او دين خود را بتو خواهد فروخت ، زيرا او دنيا - پرست است .
معاويه نظريه عتبه را پسنديد و نامه اى به عمرو بن عاص نوشت : « تو حتما از داستان على و طلحه و زبير اطلاع پيدا كرده اى . مروان بن حكم با عده اى از بصره نزد ما آمدهاند . و جرير بن عبد اللَّه نامه اى از على آورده كه من به وى بيعت نمايم . من ترا براى خودم در نظر گرفتهام ، بنزد ما بيا ، مسائلى را با تو مذاكره كنم كه سود و صلاح آنها را از دست ندهى . وقتى كه نامه بدست عمرو رسيد ، با دو فرزندش عبد اللَّه بن عمرو و محمد بن عمرو به مشورت پرداخت و به آنان گفت : رأى شما چيست عبد اللَّه گفت : رأى من اينست كه پيامبر اكرم ( ص ) از دنيا رفت در حالى كه از تو راضى بود و همچنين دو خليفهء بعدى از تو رضايت داشتند . عثمان كشته شد و تو غايب بودى ، در خانهء خود بنشين ، تو كه خليفه نخواهى گشت ، تو بيش از آنكه براى بدست آوردن اندكى از خواستههاى دنيوى جزء اطرافيان معاويه شوى ، مقامى بدست نخواهى آورد تو و معاويه هر دو به مرگ نزديك مى شويد و در عذاب و كيفر شريك و مساوى