ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٥ - با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم
و ميانسالى و كهنسالى ، سايه اى از حركت و تحول را درك كنند ، درك آنان بيش از اين نيست كه عجب آن يكى زنده بود و مرد ، آن ديگرى كودكى زائيد .
امروزها هوا گرم است ، مانعى ندارد ، چند روز ديگر هوا خنك خواهد شد . حالا دو ساعت به غروب مانده دو ساعت و نيم ديگر هوا تاريك خواهد شد .
در رديف مقابل اين اكثريت اسف انگيز ، در هر قرنى چند انسان انگشت شمار پيدا ميشوند كه مبدء و مسير و مقصد حقيقى حركت را درك نموده ، مى دانند كه حركت ميكنند و چيست آن مبدئى كه حركت از آنجا شروع مى شود و كجا است آن مقصد والائى كه بايستى تكاپو تا وصول به آن ادامه يابد .
اينان كه معناى حركت و مبدء و مسير و مقصد آنرا دريافتهاند ، نه از گذشت زمان تاسفى بخود راه مى دهند و نه با آرزوها و اميدهاى خيالى به آينده دل خوش مى دارند .
اينان از زير مهميز زمان جسته و پيروزمندانه بر مركب زمان نشسته ، و لگام آن آن را به دست گرفتهاند . آنان مركب به سوى گرديدنهاى تكاملى مى تازند نه به سوى آيندهء محض كه امتدادى است مانند امتداد گذشته كه دير يا زود از راه فرار رسيده به گذشته خواهد خزيد . لذا اين پيروزمندان سوار بر مركب كه لگام آن را بدست گرفتهاند ، نه از گذشت بهار جوانى اندوهى به دل راه مى دهند و نه فساد فعلى جامعهء خود ، آنان را مأيوس و از تكاپو باز مى دارد و نه به اميد آينده چنان دل مى سپارند كه واقعيات كنونى را از دست بدهند .
گروهى ديگر هم در باديهء طولانى و پهناور تاريخ براه افتادهاند ، براى اينان مبدء و مسير و مقصد و حركت معنايى جز اين ندارد كه براى اشباع خود - خواهى و خود كامگىهاى خودشان جلو كاروانهاى بشرى افتاده گرد و خاك بلند كنند تا چشمان كاروانيان جز آن خود خواهان خود كامه ، هيچ چيزى را نبينند . و يا بتوانند مسير را منحرف كنند و با وعدهء چشمه سارهاى زلال و مناظر زيبا ، كاروانيان را به كويرهاى سوزان بكشانند . اينان كه در مسير حقيقى حركت رو به مقصد حقيقى پيش نمى روند ، از حركت كاروانيان رو به مقصد